شمارهٔ ۷۶۷
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از درد و رنج عاشقی میگوید و به حالتی ناراحت و ناتوان اشاره میکند که هیچکس نمیخواهد به آن گرفتار شود. او از معشوقش درخواست میکند که حال او را مشاهده کند و از مظلومیتش آگاه باشد. شاعر از عدم وجود یاری و امید به محبت سخن میگوید و از خدا میخواهد که او را از زخمهای ناشی از جفا محروم نکند. او نیز به سرنوشت خویش اشاره میکند که چگونه از چشم معشوق افتاده و به ناامیدی دچار شده است. در نهایت، او به این واقعیت اشاره میکند که عشق میتواند انسان را به شدت آسیبدیده کند و به طور تلویحی میپرسد که اگر عشق چنین است، تدبیر در این وضعیت چیست.
این منم یارب ز درد عاشقی زار این چنینکس مبادا در جهان هرگز گرفتار این چنین
هوش مصنوعی: من هستم، ای پروردگار، به خاطر درد عاشقی زار و غمگین. امیدوارم هیچکس در این دنیا گرفتار چنین حالتی نشود.
ای که می بینم تو را اکنون عنان دل به کفحال من بین دل مده از دست زنهار این چنین
هوش مصنوعی: ای کسی که حالا تو را میبینم، دل من در دست توست. حال مرا ببین و نگذار دل من از دست برود، خواهش میکنم اینگونه رفتار نکن.
نی ز بختم روی یاری نی ز یار امید لطفآه من چون می زیم بخت آنچنان یار این چنین
هوش مصنوعی: من نه به بخت خود بر روی یاری دست یافتهام و نه از یار خود امیدی به لطف دارم. آه من چون میزند، بخت من به گونهای است که یار من نیز همینگونه است.
در خور مهر و وفا گر نیستم بهر خدااز جفاهای خودم محروم مگذار این چنین
هوش مصنوعی: اگر شایسته محبت و وفا نیستم، حداقل به خاطر خداوند مرا از بدیهایم بینصیب نگذار.
نور چشم من چه واقع شد گناه ما چه بودکز نظر انداختی ما را به یکبار این چنین
هوش مصنوعی: نور چشم من، چه اتفاقی افتاد که ما را به یکباره از نظر انداختی؟ گناه ما چه بود؟
دل ندادم تا ندیدم از تو صد لطف و کرممن چه دانستم که خواهی شد ستمگار این چنین
هوش مصنوعی: من قلبم را به تو ندادم تا وقتی که از تو محبت و مهربانی دیدم. چه میدانستم که تو به این شکل ستمگری خواهی شد.
گر به تیغ عشق جامی کشته شد تدبیر چیستعشق اگر این ست خواهد کشت بسیار این چنین
هوش مصنوعی: اگر کسی در عشق به خاطر قلمی زخم خورده باشد، چه راهی برای چارهاندیشی وجود دارد؟ عشق اگر اینگونه باشد، بسیاری را خواهد کشت.