شمارهٔ ۷۷۱
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به زیبایی و جذابیت خاص معشوق اشاره میکند و از او میخواهد که خود را در آینه نگاه کند و زیباییهایش را ببیند. او از درد و رنجی که از دوری معشوق میبرد، سخن میگوید و به خوبی احساسات عاشقانهاش را بیان میکند. شاعر در قالب تصاویر زیبا و استعارههای غنی، حسرت یک نگاه از سوی معشوق را بیان میکند و از او میخواهد که به خود بیندیشد و بداند که چقدر دلباخته و مشتاق است. در نهایت، او از معشوق میخواهد که نگاهی به عشق و محبتش بیندازد و خود را در کنار او تصور کند.
طره شبرنگ و جعد مشکسای خویش بیندر خم هر موی صد دل مبتلای خویش بین
هوش مصنوعی: طرههای زیبا و مجعد خودت را ببین که در خم هر موی تو، صد دل عاشق و دلبسته وجود دارد.
بر لب بام آ شبی هر سو چو من افتاده ایسر نهاده زیر دیوار سرای خویش بین
هوش مصنوعی: یک شب بر روی بام، من در حالتی افتادهام که سرم را زیر دیوار خانهام گذاشتهام. اگر به اطراف نگاه کنی، حالتی شبیه به من را میبینی.
برنشان پای تو رخ سوده ام شب تا سحراز رخم اینک نشان بر خاک پای خویش بین
هوش مصنوعی: من تمام شب تا صبح پای تو را در دل خود حس کردهام و حالا از آثار آن، نشانههایی را بر خاک پای خود میبینم.
ز آرزوی یک نظر می میرم ای سلطان حسنسرکشی از سر بنه سوی گدای خویش بین
هوش مصنوعی: به خاطر آرزوی یک نگاه از تو، ای سلطان، دارم میمیرم. لطفا سرکشی و تکبر را کنار بگذار و نگاهی به من گدا بینداز.
برگ گل دیدن ز جیب غنچه گر داری هوسدامن پیراهن از چاک قبای خویش بین
هوش مصنوعی: اگر میخواهی زیبایی و لطافت گل را ببینی، باید از دامن پیراهن خود و چاک لباس خود کمک بگیری. بهعبارت دیگر، برای دستیابی به زیباییهای زندگی، گاهی لازم است از منابع و امکانات خود استفاده کنی.
چند می پرسی کزین گونه چرا بیدل شدیآینه بردار و شکل دلربای خویش بین
هوش مصنوعی: چند بار از من میپرسی چرا اینگونه دلشکستهام؟ آینه را بردار و زیبایی خودت را تماشا کن.
می روی تند و چو جامی صد گرفتار از قفاآخر ای بی رحم یک بار از قفای خویش بین
هوش مصنوعی: تو با سرعت میروی و همچون جامی، بسیاری را از پشت سر گرفتار کردهای. ای بیرحم، یک بار به عقب نگاه کن و ببین چه بر سر آنها آوردهای.