شمارهٔ ۷۸۶
هوش مصنوعی: این شعر به احساس دلتنگی و آرزوی وصال معشوق میپردازد. شاعر از معشوق میخواهد که عشق و محبتش را به او بازگرداند و به جنبههای مختلف زندگی و احساساتش اشاره میکند. او میخواهد از دنیا و تعلقات دنیوی فاصله بگیرد و به محبت واقعی و ارتباط عمیق با معشوقش دست یابد. در نهایت، شاعر خواستار آرامش و درک بیشتری از طرف معشوق خود است و به او یادآوری میکند که پیوندشان فراتر از نام و رسمی است که ممکن است وجود داشته باشد.
بیا وز لب لعل جامم بگرداندل از باده لعل فامم بگردان
هوش مصنوعی: بیا و از لبان شیرین من جامی پر کن و دل مرا از نوشیدن شراب قرمز رنگی که دارم، دور کن.
به کوی خودم خوان و روی ارادتز احرام بیت الحرامم بگردان
هوش مصنوعی: به محله خودم بیا و محبت و توجهات را از مکان مقدس کعبه به من برگردان.
سگم نام کردی ورم فخر نبودبدین نام فرخنده نامم بگردان
هوش مصنوعی: سگم نام کردی، اما برای من افتخاری نیست. نام فرخندهات را به من بده تا بهتر از این نام باشم.
علیک ار نگویی به دشنامی آخرزبان در جواب سلامم بگردان
هوش مصنوعی: اگر تو به من بد بگویی، در نهایت من زبانم را به سمت سلام تو برمیگردانم.
نهان ساز در آستین سیم ساعددرون از طمع های خامم بگردان
هوش مصنوعی: در آستین خود طلا را پنهان کن و دستت را از آرزوهای بیاساس دور کن.
کشد محملم بخت ازان کوی و جانمخروشان کزین ره زمامم بگردان
هوش مصنوعی: چرخش بخت من به سمت آن کوی مرا میبرد و جانم به شدت در التهاب است، زیرا از این مسیر، کنترل زندگیام را در دست ندارم.
چو با لطف عام خودم خاص کردیچو جامی رخ از خاص و عامم بگردان
هوش مصنوعی: وقتی با مهربانی خودم را مورد توجه ویژه تو قرار دادی، مانند جامی، من نیز چهرهام را از توجه خاص و عام تو دور میکنم.