شمارهٔ ۸۰۶
هوش مصنوعی: این شعر درباره محبت و شوق شاعر به معشوقش است که او را به مثابه قبلهای میشناسد. شاعر در هنگام نماز، در حالی که رو به قبله ایستاده، دلش به سوی معشوق است و دوست دارد که مشغول نماز نیز به او نگاه کند. او به زیبایی و بزرگی معشوق اشاره میکند و از تأثیر جادوی زیباییاش بر موقعیت نماز گزاران و روحیه آنها صحبت میکند. شاعر احساس شرم و افتخار میکند که نمیتواند سرش را به خاطر عظمت معشوق بالا بیاورد و در دل به تسبیح و دعا به یاد او مشغول است. این احساسات عمیق، عشق و ارادت شاعر به معشوق را به تصویر میکشد.
چون به مسجد بینمت ای قبله من روی توپشت بر محراب خواهم روی در ابروی تو
هوش مصنوعی: هر بار که تو را در مسجد ببینم، ای سمت قبله من، از محراب دور میشوم و به چهره زیبایت نگاه میکنم.
در نمازم دل به سوی توست و رو در قبله گاهوه چه خوش بودی اگر رو نیز بودی سوی تو
هوش مصنوعی: در نماز من، قلبم به سوی توست و رویم به سمت قبله است. ای کاش که صورت من نیز به سوی تو بود، که این بسیار زیبا میشد.
بر مسلمانان ببخشا و مبین هر سو که شدصد صف طاعت خراب از غمزه جادوی تو
هوش مصنوعی: به مسلمانان رحمت کن و نشان نده که چگونه در هر سویی با نگاه سحری تو، گروههای طاعت و عبادت به هم میریزند و خراب میشوند.
روی تو پیش نظر من جای دیگر در سجودسر نمی یارم برآوردن ز شرم روی تو
هوش مصنوعی: من هیچ جا غیر از چهره تو را نمیپرستم و به خاطر شرم و حیا از روی تو، در برابر هیچ کس سر به سجده نمیبرم.
گشته خلق از هر طرف مشغول تسبیح و دعامن نهانی می کنم با خویش گفت و گوی تو
هوش مصنوعی: مردم از هر سو مشغول ستایش و دعا هستند، اما من در دل خود با تو به آرامی سخن میگویم.
پست شد آهنگ قد قامت مؤذن را چو دیدشیوه قد بلند و قامت دلجوی تو
هوش مصنوعی: وقتی مؤذن قامت بلند و زیبا و دلنشین تو را دید، آواز او ضعیف و بیمحتوا شد.
هر که را بینی به جایی روی طاعت بر زمینجامی و رخساره زردی و خاک کوی تو
هوش مصنوعی: هر کسی را که میبینی در حال عبادت و طاعت است، بدان که دلش پر از عشق توست و چهرهاش نشاندهنده اندوه و زردی عشق توست. او در خیابان تو، به سجده و خاکساری افتاده است.