شمارهٔ ۸۱۳
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر عشق و دلدادگی شاعر به معشوقی خاص است. شاعر اعتراف میکند که نمیتواند از محبت معشوق خود دل بکند و در عین حال، نمیتواند غم دوری او را تحمل کند. او به زیباییها و شجاعت معشوقش اشاره میکند و میگوید هیچ کس نمیتواند مانند او در میدان عشق حضور داشته باشد. شاعر همچنین به این نکته میپردازد که صبوری در غم عشق بسیار سخت است و هیچ چیز نمیتواند جای او را پر کند. او در نهایت به شدت دلبستگی و وابستگی خود به معشوق اشاره میکند و اذعان میدارد که جذابیت و محبوبیت معشوقش او را به طور کامل در مینوردد.
من برنخواهم داشت دل از مهر یاری همچو توآخر چرا شوید کسی دست از نگاری همچو تو
هوش مصنوعی: من هرگز نمیتوانم از محبت و情爱的 تو جدا شوم، چرا باید کسی از محبوبی مانند تو دست بردارد؟
زینسان که تو ای نازنین جولان کنی از پشت زینناید به میدان بعد ازین چابک سواری همچو تو
هوش مصنوعی: از این پس که تو، ای عزیزم، با این زیبایی و grace حرکت میکنی، هیچ کس نمیتواند بعد از این با چنین سرعتی مثل تو به میدان بیاید.
گفتی برو در کنج غم بنشین صبوری پیشه کنآخر صبوری چون توان بی غم گذاری همچو تو
هوش مصنوعی: به من گفتی که در گوشهای از غم بنشینم و صبر کنم. اما صبر کردن وقتی که توانایی از دست دادن غم را دارم، چه فایدهای دارد؟
در سینه گر خارم خلد یا خارخارم در جگرحاشا که دل دیگر کنم با گل عذاری همچو تو
هوش مصنوعی: اگر در قلبم خاری داشته باشم یا در وجودم درد و رنجی باشد، هرگز نمیتوانم دلم را به زیبایی و لطافت کسی مانند تو بسپارم.
دل کی دهد گرد گل و گلزار گشتن هر که راگردد درون جای و دل باغ و بهاری همچو تو
هوش مصنوعی: دل کسی که به گل و باغ و زیباییها توجه میکند، همچون دل توست که در مکانی سرسبز و بهاری زندگی میکند.
صد ره کشم خاک رهش در دیده ای باد صباروزی به کویش گر مرا افتد گذاری همچو تو
هوش مصنوعی: من بارها خاک راه او را در چشمانم میکشم، ای باد صبا، اگر روزی در کوی او بگذرم، مانند تو.
آوازه آن خوبرو چون رفت جامی هر طرفآواره خواهد شد بسی از هر دیاری همچو تو
هوش مصنوعی: وقتی که خبر زیبایی آن معشوق به گوشها میرسد، دلباختگان و عاشقانی از هر گوشه و دیاری به سمت او روانه میشوند و به خاطر جذابیتش، همه جا را پر خواهند کرد.