شمارهٔ ۸۷۵
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از عشق و وفا سخن میگوید. او میگوید که در کوی عشق، مشکلات و آلودگیها از دلش پاک شدهاند. همچنین احساسات عمیق و دردهایش را توصیف میکند و به شدت شیفته محبوبش است. او به دیگران هشدار میدهد که عشق واقعی را انکار نکنند، چرا که عشق گمشدهای همگان را به هوس میاندازد. او به زیبایی محبوب و تأثیرات آن بر دلهای عاشقان اشاره میکند و در نهایت، از دوری خود از محبوبش و احساس ناامیدی ناشی از این جدایی سخن میگوید.
منم اکنون به سر کوی وفا خاک شدههر چه جز عشق تو ز آلایش آن پاک شده
هوش مصنوعی: من در حال حاضر در کنار عشق تو نشستهام و هر چیزی جز این عشق را از خود دور کردهام و به نوعی آن را پاک کردهام.
مرهم ریش کسانی و ازین درد مراسینه مجروح و دل افگار و جگر چاک شده
هوش مصنوعی: درد دل من از زخمهایی است که به جانم نشسته و در حالی که دیگران به مرهم دردهای خود میپردازند، من با قلبی شکسته و سینهای مجروح دست و پنجه نرم میکنم.
تند مخرام و ببین هر طرفی شیفته ایفتنه بر شیوه آن قامت چالاک شده
هوش مصنوعی: با شتاب حرکت کن و ببین هر سو چگونه دلباخته و شیفته زیبایی آن اندام ظریف و چابک شدهای.
منکر عشق مشو خواجه که بدنامی عشقهمه زین هرزه روی چند هوسناک شده
هوش مصنوعی: ای معبود، منکر عشق نباش، زیرا که بدنامی عشق به خاطر این است که چهرههای زیبا و هوسران، همگی تحت تأثیر آن قرار گرفتهاند.
شعله در خوشه پروین زده و خرمن ماهشرری کز دل گرمم سوی افلاک شده
هوش مصنوعی: شعلهای در خوشه ستاره پروین زبانه کشیده و آتش از دل گرم من به سوی آسمان روانه شده است.
چشم مست تو که می داشت به مردم نظریدور ما آمده خونخواره و بی باک شده
هوش مصنوعی: چشمان زیبای تو که وقتی به دیگران نگاه میکرد، حالا به ما توجه کرده و باعث شده که عاشق و بیپروا شوم.
هم عنان با دگرانی تو و مسکین جامیمانده از دور دلی بسته فتراک شده
هوش مصنوعی: تو همچون دیگران کمر بستهای و در این میان، من تنها یک جام مانده از عشق و دلی ناامید دارم.