شمارهٔ ۹۱۳
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق عمیق و بیپایان به لیلی است. شاعر از گرد کردن به دور لیلی و غم و اندوهی که به خاطر او دارد سخن میگوید. او بیان میکند که هر چه جز لیلی از دل بیرون کرده، جایی در قلبش ندارد و در میتواند مست عشق لیلی باشد. شعر نشاندهندهی وابستگی شدید به معشوق و longing (اشتیاق) برای ناامید نشدن از اوست. شاعر در نهایت حسرت میخورد که اگر لیلی در زندگیاش نباشد، چه بر سرش خواهد آمد.
چند گردم بهر لیلی گرد حینی ز لیلی پای میبینم نه پی
هوش مصنوعی: چندین بار به دور لیلی میچرخم، اما از عشق او فقط نشانههایی میبینم. از محبت لیلی فقط پاهایش را میبینم و نه خود او.
گر بمیرم در غم لیلی خویشیا کرام الحی لا تاسوا علی
هوش مصنوعی: اگر در غم لیلی خود بمیرم، ای بزرگواران، برایم اندوه نخورید.
بر زبانم نام لیلی تا به چنددر ضمیرم مهر لیلی تا به کی
هوش مصنوعی: چقدر باید نام لیلی را بر زبان بیاورم و چقدر باید در دل خود عشق او را تحمل کنم؟
ای که از لیلی همی گویی نشاناینما صادفتها ارسل الی
هوش مصنوعی: ای کسی که از لیلی سخن میگویی، نشانی از او به من بده، تا به سوی او بروم.
دیگران از خم می مستند و منمست لیلی ام نه خم دیده نه می
هوش مصنوعی: بقیه افراد از شراب مینوشند و حالت مستی پیدا میکنند، اما من به خاطر عشق لیلی سرمست هستم. نه به خاطر دیدن خم شراب و نه به خاطر نوشیدن آن.
هر چه جز لیلی برون کردم ز دللیس فی قلبی سوی لیلای شی
هوش مصنوعی: هر چیزی که به جز لیلی را از دل بیرون کردم، در قلبم تنها محبت لیلا باقی مانده است.
وایه جامی همین لیلی بودگر نیاید وایه خود وادی وی
هوش مصنوعی: اگر جامی همین لیلی باشد، باید در وادی خودش بیاید، وگرنه چیزی از لیلی نمیماند.