شمارهٔ ۹۱۹
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از ساقی میخواهد که شراب بیاورد و او را از ناراحتیها و کدورتهای گذشته دور کند. او میگوید که عشق واقعی با زهد و سلامت به دست نمیآید و کسی که در عشق رنجهای مختلف را به جان میخرد، خوشبختتر است. شاعر همچنین به فضایل و خصوصیات عاشقان اشاره میکند و میگوید که عشق واقعی باید از عشقورزی خالص و بیغش سرچشمه بگیرد. در پایان، او به دنیای مادی و رنگ و بو انتقاد میکند و خواهان سفر به سرزمین مقدس است.
بگشای ساقیا به لب شط سر سبویوز خاطرم کدورت بغدادیان بشوی
هوش مصنوعی: ای ساقی، در کنار آب به من کاسهای پر از نوشیدنی بده و از دل من غمها و نگرانیهای مردم بغدادی را دور کن.
مهرم به لب نه از قدح می که هیچ کسز ابنای این دیار نیرزد به گفت و گوی
هوش مصنوعی: دوست با لب هایم از شراب سخن نمیگوید، زیرا کسی از مردم این سرزمین به حرف زدن ارزش نمیدهد.
از ناکسان وفا و مروت طمع مداراز طبع دیو خاصیت آدمی مجوی
هوش مصنوعی: از افراد ناتوان و بیاعتبار انتظار وفا و انسانیت نداشته باش و از رفتار و خصوصیات شیطانی، خاصیتهای انسانی را جستجو نکن.
در راه عشق زهد و سلامت نمی خرندخوش آن که با جفا و ملامت گرفت خوی
هوش مصنوعی: در مسیر عشق، زهد و پاکدامنی ارزش زیادی ندارند؛ خوشا به حال کسی که با سختی و انتقاد از دیگران، به عشق خود ادامه میدهد و در این راه استقامت نشان میدهد.
عاشق که نقب زد به نهان خانه وصالدارد فراغتی ز نفیر سگان کوی
هوش مصنوعی: عاشقی که به عمق عشق و وصال وارد شده، دیگر نگران هیاهوی سگان در کوچه نیست و از آرامش برخوردار است.
بی رنگی است و بی صفتی وصف عاشقاناین شیوه کم طلب ز اسیران رنگ و بوی
هوش مصنوعی: عاشقان واقعی به رنگ و بوی دنیوی اهمیتی نمیدهند و از این که محبتشان بیصفت و بیرنگ باشد، هیچ کمبودی احساس نمیکنند. آنها از آنچه که از اسیران دنیا میطلبند، دوری میکنند و به عمق احساسشان توجه دارند.
جامی مقام راستروان نیست این زمینبرخیز تا نهیم به خاک حجاز روی
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر به این نکته اشاره میکند که دنیای مادی و این زمین، مکان مناسبی برای روحانیون و درستروان نیست. او دعوت میکند که از این دنیا بگذریم و به خاک حجاز، که نماد معنویت و کعبه است، روی آوریم. به عبارتی، پیشنهاد میکند که باید به سوی حقایق عمیقتر و معنویتر حرکت کنیم.