شمارهٔ ۹۳۴
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از مرغ سحر میپرسد که چرا ناله و زاری میکند، چرا که هم خود درد و غم دارد. او به مرغ میگوید اگر شوق گلها را دارد، بهتر است به تماشاگاه گلهای بهاری برود. شاعر اشاره میکند که مانند فاختهای که به سروش علاقهمند است، در اینجا چه میکند و چرا در چمن میماند.
شاعر از غم و درد خود میگوید و بیان میکند که نامهای از غم جدایی نوشته است و از مرغ میخواهد که آن را به سگان ندهد. او نیز همچون مرغ، داغ فراق را احساس میکند و آرزو دارد که هنگام رسیدن به مقصد، یاد او را فراموش نکند.
شاعر از مرغ میخواهد که اگر کسی از حال او بپرسد، بگوید که بخاطر جدایی از او دچار رنج شده است و امیدوار است که روزی دوباره آن شخص بازگردد و بر او نظر لطف بیفکند.
ای مرغ سحر چند کنی ناله و زاریاز درد که می نالی و اندوه که داری
هوش مصنوعی: ای پرنده سحر، چه قدر از درد و رنجت شکایت میکنی؟ چرا این همه ناله و زاری میکنی وقتی که خودت در اندوه غوطهور هستی؟
گر هست تو را شوق گلی خیز چو بلبلبگذر به تماشاگه گل های بهاری
هوش مصنوعی: اگر علاقهمند به زیبایی گلها هستی، مانند بلبل بپر و به تماشای باغهای بهاری برو.
چون فاخته گر شیفته سرو روانیاینجا چه کنی طرف چمن را چه گذاری
هوش مصنوعی: اگر فاختهای عاشق آن درخت زیبا باشد، در اینجا چه کار میتوانی بکنی؟ آیا میتوانی به راحتی از کنار چمنها بگذری؟
نی نی غلطم هست تو را نیز غم و دردزان مه که چو گل بهر سفر بست عماری
هوش مصنوعی: من به تو نمیتوانم بگویم که غم و درد وجود دارد، زیرا تو نیز مانند گل آماده سفر هستی و در این مسیر همه چیز بر وفق مرادت پیش خواهد رفت.
غم نامه هجران به پر و بال تو بستمزنهار که آن را به سگانش بسپاری
هوش مصنوعی: من نامهای از غم جدایی را به پر و بال تو گره زدم، مراقب باش که آن را به سگان ندهی.
من نیز چو تو سوخته داغ فراقمخواهم که چو آنجا برسی یاد من آری
هوش مصنوعی: من هم مانند تو به عشق و جدایی گرفتار شدهام و آرزو دارم وقتی به آنجا میرسی، خاطره من را فراموش نکنی.
گر قصه جامی ز تو پرسد خبرش دهکافتاده ز هجر تو به صد محنت و خواری
هوش مصنوعی: اگر کسی از تو دربارهی حال و روز جام بپرسد، به او بگو که به خاطر دوری تو، به شدت در عذاب و ذلت افتاده است.
دارد به رهت دیده امید که روزیباز آیی و بر وی نظر لطف گماری
هوش مصنوعی: چشمانم به راه تو دوخته شده و امیدوارم که روزی برگردی و با نگاه محبتآمیزت بر من مهر بورزی.