شمارهٔ ۹۷۷
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و جذابیت محبوبی اشاره دارد که شاعر نگران و شیدا اوست. شاعر از زیبایی چهره محبوب و تأثیر آن بر خود سخن میگوید و از درد تنهایی و غم ناشی از دوری او شکایت میکند. او احساس میکند که عشق و زیبایی فرد مورد علاقهاش او را دچار شوری و اضطراب کرده و در عین حال، از بیتوجهی و کممحلی محبوب به خود گلهمند است. شاعر در نهایت با عقل خود درگیر است و عشق را بر عقل ترجیح میدهد و به دنبال لذتهای عشق و درد طلب میباشد. او در آخر به تأمل در مقام و موقعیت خود به عنوان یک گدا (فقیر) در برابر محبوبی که به نظرش بالاتر از اوست، میپردازد.
ای ز خاک قدمت چشم مرا بیناییچشم بد دور ز روی تو که بس زیبایی
هوش مصنوعی: ای کسی که وجود تو منبع نور و زیبایی است، قدمت را میبینم و به واسطه آن بینا شدهام. از چشمان بد حسودان دور بمان، زیرا زیبایی تو بسیار چشمنواز است.
ای خوش آن دیده که اول به رخت میافتدبامدادان که به صد جلوه برون میآیی
هوش مصنوعی: خوشا به حال چشمی که صبح زود به تو نگاه میکند، زمانی که با زیباییهای متعددت از خواب برمیخیزی و جلوهگری میکنی.
لطف و انعام تو عام است ندانم که چراهیچ گه بر من درویش نمیبخشایی
هوش مصنوعی: تو مهربانی و بخششت به همه افراد میرسد، نمیدانم چرا هیچگاه به من، که درویش هستم، چیزی نمیدهی.
سوز من روشنت آن دم شود ای شمع چگلکه شبی سوخته باشی به غم تنهایی
هوش مصنوعی: ای شمع زیبا، آن لحظه که شعلهات روشن شود، من که در شب غم و تنهایی سوختهام، در آتش عشق تو میسوزم.
گر نیرزم به جوابی چو سلامت گویمچشم دارم که به دشنام زبان بگشایی
هوش مصنوعی: اگر به تو جوابی نداشتم، چون سلامتی تو را بگویم، انتظار دارم که با کلام زشت جوابم را بدهی.
چند سودای بتان وای ازین خون خوردنتا به کی طعن کسان آه ازین رسوایی
هوش مصنوعی: تا کی باید به خاطر عشق و آرزوهای معشوقان خود رنج بکشیم و از این بیاعتنایی و آزار دیگران غمگین باشیم؟ وای از این وضع و رسوایی که برای ما ایجاد شده است.
عقل گفتا نرسد وصل سلاطین به گدابیش ازین در طلبش عمر چه میفرسایی
هوش مصنوعی: عقل میگوید که پیوستن به سلاطین برای گدایی امکانپذیر نیست، پس چرا عمر خود را به خاطر آن هدر میدهی؟
عشق فریاد برآورد که ای عقل خموشبس بود لذت درد طلب و جویایی
هوش مصنوعی: عشق با صدای بلند گفت: ای عقل، دیگر بس کن! کافی است که از درد و جستجوی لذت، رنج ببری.
جامی از خیل سگان یا ز غلامان باشدبنده حلقه به گوش است چه میفرمایی
هوش مصنوعی: انسانی که در میان گروهی از سگها یا از خدمتکاران قرار دارد، در واقع مانند بندهای است که به زنجیر وصله خورده است. حالا میپرسید که در این مورد چه نظری دارم؟