شمارهٔ ۱۰۰۰
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از رنج و درد ناشی از ستم و غمهای عاشقانه خود سخن میگوید. او به معشوقهاش میگوید که چقدر از عذابها و رنجهای روحی رنج میبرد و خواهان آن است که او کمی از آزارش بکاهد. هرچند که او بارها از معشوقهاش آسیب دیده، اما همچنان انتظار دارد که او برایش قدمی بردارد و کمی از رنجش بکاهد. شاعر به شدت به معشوق وابسته است و حتی از تخریب وضعیت خود به خاطر نام و یاد او میگوید. او در نهایت خواستار این است که معشوقهاش به جای آزارش، محبت و کرم را در حق او جاری سازد و برگردد به سوی او.
تا کیم خاطر آسوده به غم رنجه کنیجان فرسوده ام از تیغ ستم رنجه کنی
هوش مصنوعی: چقدر میخواهی من را در نگرانی و ناراحتی نگهداری؟ جانم خسته و فرسوده است، چرا با ظلم و ستم خود مرا آزار میدهی؟
گفته ای کم کنمت رنجه چه رنجی بسیاررنجش من همه آن ست که کم رنجه کنی
هوش مصنوعی: شما گفتهاید که از آزار دیدن من کم کن، اما من از آزارهای زیاد رنج میبرم. در واقع، تنها چیزی که مرا ناراحت میکند این است که تو کمتر به من بیتوجهی کنی.
گرچه دیده ست بسی رنج ز چشمم قدمتچشم بر راه تو دارم که قدم رنجه کنی
هوش مصنوعی: با وجود اینکه چشمم رنجهای زیادی را تجربه کرده است، اما همچنان منتظر آمدن تو هستم و امیدوارم که لحظهای قدم رنجه کنی.
از غم نامه و نام تو خرابم چه شودکه به حرفی دو سه یک بار قلم رنجه کنی
هوش مصنوعی: از ناراحتی برای تو و نامت بیمار و خراب شدهام. چه فایده دارد اگر فقط گاهی با یک جمله یا دو جمله دل من را شاد کنی؟
تنگ شد شهر وجود از تو رقیبا بر منقدم آن به که به صحرای عدم رنجه کنی
هوش مصنوعی: شهر وجود من از حضور تو به تنگ آمده است، بهتر است به جای اینکه مرا نرنجانی، به دنیای بیوجودی بروی.
ستم از دست تو باشد کرم آن دولت کوکه تو دستی پی قتلم ز کرم رنجه کنی
هوش مصنوعی: اگر ستم به من برسد، آن تویی که عامل آن هستی، پس کجا است آن لطف و نیکی آن دولت که تو از روی بزرگواری، برای من که به دست تو گرفتارم، زحمت بکشید؟
جامی از دیده قدم کن چه روی بر در یارحیف باشد که به پا خاک حرم رنجه کنی
هوش مصنوعی: به آرامی و با احتیاط قدم بگذار، چون ارزش دارد که به دیدار محبوب بشتابی. حیف است که به خاطر خاک حرم خود را خسته کنی.