شمارهٔ ۳۰
هوش مصنوعی: شاعر از خستگی و دلزدگی از مردم سخن میگوید و اشاره میکند که حتی در خواب هم نمیتواند از خیال کسی فرار کند. او به ما میگوید که اگر از سایهاش فرار کند، هدفش تنها فرار از آفتاب نیست، بلکه به نوعی از شرایط موجود خود نیز فرار میکند.
چنان ز خلق ملولم که تا به چشم نیایدمرا خیال کسی روز و شب ز خواب گریزم
هوش مصنوعی: من آنقدر از مردم دلزده هستم که حتی فکر کسی در چشمم نیفتد، به همین خاطر روز و شب از خواب فرار میکنم.
به سایه چون روم از تاب آفتاب یقین دانکه من ز سایه خود نی ز آفتاب گریزم
هوش مصنوعی: وقتی به سایه پناه میبرم تا از گرمای خورشید در امان باشم، بدان که من نه از سایهام فرار میکنم و نه از تابش آفتاب.