شمارهٔ ۵
هوش مصنوعی: شاعر در این بیتها از اشتیاق و محبت خود به معشوق سخن میگوید. او میگوید که عشق معشوق مانند شعلهای در دلش است و غم جدایی از او آتش در سینهاش ایجاد کرده است. شاعر به زیباییهای معشوق اشاره میکند و میگوید که همه کسانی که در مساجد و صومعهها هستند، فقط به فکر دعا و عبادتاند، اما او در تمام روز و شب تنها به یاد زیبایی معشوقش است. همچنین او از تأثیر زلف و زیبایی معشوق بر خود و احساس ناامیدی و سرگشتگیاش در پی جدایی صحبت میکند و به جفاهای معشوق در حق خود اشاره میکند. در نهایت، او از معشوق میخواهد که به سوی عاشقان برگردد و از مسیر جدایی خارج شود.
نَفَحاتُ وَصلکَ اَوقَدَت جَمَرات شَوقکَ فِی الحَشاز غمت به سینه کم آتشی که نزد زبانه کما تشا
نسیمهای وصال تو آتشی برافروخت (چندانکه باد آتش را افروختهتر هم میکند) و اشتیاق به تو در جگر اخگر انداخته و در مصراع دوم ایهام دارد که هم میتواند کم آتشا باشد در معنی کمتر آتشی و هم کماتشا به معنی آنچنان که تو خواهی
تو چه مظهری که ز جلوهٔ تو صدای صیحهٔ صوفیانگذرد ز ذروهٔ لامکان، که: خوشا جمال ازل؛ خوشا
ذروهze(o)rveمعنی۱. بلندی؛ اوج.۲. بالای چیزی.۳. جای بلند مانند قلهٔ کوه.مترادف۱. اوج، ذروت۲. ستیغ، قله۳. تارک، چکاد، فرق۴. نوک، ≠ حضیض
همه اهل مسجد و صومعه، پی وردِ صبح و دعای شبمن و ذکر طلعت و طرهٔ تو مِنَ الغَداةِ اِلَی العِشا
من الغداة الی العشا: از صبح تا شب؛ همگان -چه مسلمان در مسجد و چه مسیحی در صومعه- در پی ورد (ذکر) سحر و دعای شباهنگامند اما فکر و ذکر من از صبح تا شامگاه، روشناییِ ([صورت]) و موی توست!
ز کمند زلف تو هر شکن، گرهی فکنده به کار منبه گرهگشایی لعل خود: که ز کار من گرهی گشا
هوش مصنوعی: زلف تو مانند کمند است و هر نقص و مشکلی که دارم، به نوعی به دست تو وابسته شده است. تو با زیبایی و دلسوزیات میتوانی مشکلات من را حل کنی و از چنگال این مشکلات آزادم کنی.
دل من به عشقِ تو مینهد، قدمِ وفا به ره طلبفَلَئِن سَعیٰ فَبِهِ سَعیٰ و لَئِن مَشیٰ فَبِهِ مَشیٰ
مصرع دوم: اگر میپوید به وسیلهٔ آن (عشق تو) میپوید، اگر گامی برمیدارد، به وسیلهٔ آن گام برمیدارد - [ایهام تبادر در معنی فارسی واژهی فبهی: اگر تلاشی میکند چه نیکو تلاشیست و اگر گامی بر میدارد چه نیکو گامیست]
به تو داشت خو دلِ گشتهخون، ز تو بود جان مرا سکونفَهَجَرتَنی و جَعَلتَنی مُتَحَیِّرا مُتَوَحِّشا
مرا ترک کردی و حیرت زده و هراسان/تنها گذاشتیام
چه جفا که جامی خستهدل ز جدایی تو نمیکشدقدم از طریق جفا بکش: سوی عاشقان جفاکش آ
هوش مصنوعی: چه بیرحمی است که محبوبی ناراحت و دلشکسته از دوری تو نمیتواند از راه رنج و آزار دور شود. برو به سوی عاشقانی که عاشقانه رنج میکشند.