شمارهٔ ۴
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر با دلبستگی و شوق به خداوند دعا میکند و خود را و دیگران را به عنوان فقیران و بیگانگان معرفی میکند. آنها به فقر و دوری از وطن اشاره دارند و از خداوند درخواست دارند که به حال فقرا و بیگانگان نگاهی کند. در ادامه، شاعر بیان میکند که نزدیکترین راه به عشق و وصل به خداوند، راه فقر و فناست و دعوت به رهایی از خود و وارد شدن به این راه میکند. به طور کلی، شعر به ارتباط عمیق انسان با خداوند و نیازمندی او به رحمت الهی اشاره دارد.
دی گذشتیم برآن دلبرو گفتیم دعاقال من انتم قلنا فقراء غربا
هوش مصنوعی: ما از کنار آن معشوق عبور کردیم و به او گفتیم دعا کن. او پرسید: "شما کی هستید؟" و ما گفتیم: "ما بیخانمانهای غریب هستیم."
فقراییم و عجب آنکه نخواهیم ز توهیچ حاجت که تویی در دو جهان حاجت ما
هوش مصنوعی: ما فقیرانیم و جالب اینجاست که از تو هیچ درخواستی نداریم، زیرا تو خود آن چیزی هستی که در هر دو جهان، نیاز ما را برآورده میکنی.
غرباییم و نداریم بجز تو وطنیچند باشیم چنین از وطن خویش جدا
هوش مصنوعی: ما غربتنشین هستیم و جز تو یعنی وطن دیگری نداریم، پس چه مدت باید از زادگاه خود دور بمانیم؟
به فقیران نظری کن که به تأیید نظربرمس فقر فقیران تویی اکسیر غنا
هوش مصنوعی: به تهیدستان نگاه کن، زیرا با دیدن و توجه به وضعیت آنان، غنیترین و باارزشترین منابع زندگی را در وجود خود مییابی.
بر غریبان گذری کن که به تشریف قدوماز دل تنگ غریبان تو بری بارعنا
هوش مصنوعی: به غریبان نگاهی بینداز که با حضور دلگرمکنندهات، بار سنگینی از دل تنگیهایشان را سبک میکنی.
گرچه در میکده عشق هزاران راه استهست نزدیکترین راه ره فقر و فنا
هوش مصنوعی: هرچند در دنیای عشق راههای زیادی وجود دارد، نزدیکترین و بهترین راه برای رسیدن به این عشق، راه خودسازی و از خودگذشتگی است.
جامی این راه بجز راه سبکباران نیستدامن از خویش بیفشان و درین راه درآ
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که برای پیمودن این مسیر، جز راهی که به آسانی و بدون بار سنگین انجام شود، راه دیگری وجود ندارد. برای ورود به این مسیر باید از بار و زحمتهای اضافی رها شد و خود را آزاد کرد.