شمارهٔ ۱۵
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف محیطی پر از عشق و شادی در محفلهای مینوشی میپردازد. مجلس مغان پر از شراب و نوازش است و افراد در آنجا غرق در لذت و محبت هستند. عشق به عنوان دریا و عمیق توصیف میشود که از آن چشمههای فراوانی میجوشد. شاعر به عاشقان میگوید که در این دریا باید آگاهانه سفر کنند و از فرصت استفاده کنند، چرا که عشق و محبت در جایگاه خاص خود قرار دارد. در نهایت، شاعر خود را به عنوان گدا و شرابینوش در میکده معرفی میکند که بارها ثروت عشق را در دستان خود تجربه کرده است.
مجلس پیر مغان است و پر از باده سبوهاطیب الله بها وقت کرام شربوها
هوش مصنوعی: مجلس زاهدان و عالمان پر از شراب و شادی است. در این مجلس، هر کس با آغوش باز از نعمتهای خداوند بهرهمند میشود و خوشیها را مینوشد.
هر طرف باده به کف درد کشانند نشستهاحسن الناس نفوسا و قلوبا و وجوها
هوش مصنوعی: در هر سو افرادی را میبینی که با درد و رنج در حال نوشیدن شراب هستند، اما احسن الناس – بهترین انسانها – از نظر روح و قلب و چهره در این جمع حضور دارند.
عشق بحریست عجب ژرف که از موج پیاپیکرده جوهای شگرف است روان از همه سوها
هوش مصنوعی: عشق مانند دریای عمیق و شگفتانگیزی است که از موجهای مداوم آن، جویهای شگرف و به اندازههای مختلفی در حال حرکت هستند و از تمامی جهتها جاری میشود.
بجه از جوی و درین بحر فکن کشتی خود راکه درین بحر شود متحد آخر همه جوها
هوش مصنوعی: از جوی دور شو و کشتی خود را در این دریا بینداز، چرا که در این دریا همه جویها در نهایت به هم یکی میشوند.
ما عجب تشنه جگر رطل گران باده فراوانزان به تنگیم که تنگ است دهانها و گلوها
هوش مصنوعی: انگار جگر ما تشنه است و با وجود اینکه شراب زیاد است، به خاطر تنگی دهان و حلق، نمیتوانیم از آن بنوشیم.
عاشقان روی کی آرند به خوبان نکو روگر نبینند عیان روی تو را در همه روها
هوش مصنوعی: عاشقان چگونه میتوانند به زیباییهای نیکو رو بگروند، اگر نتوانند چهره تو را در همه جا به وضوح ببینند؟
ما گدایان در میکده هاییم چو جامیبارها کرده به دریوزه پر از باده کدوها
هوش مصنوعی: ما دست نیاز به سوی میکده دراز کردهایم، مانند کسانی که بارها برای گرفتن یک جام، به دروازهای پر از شراب مراجعه میکنند.