شمارهٔ ۵۶
هوش مصنوعی: این شعر درباره طبیعت عاشقانه و سرشار از شور و شوق رندان و محبین است. شاعر خود را رند و عاشق معرفی میکند که جز می (شراب) و معشوق، چیزی دیگر بر او حرام نیست. او به زاهدان اشاره میکند که با سنگ بر صف خمهای باده میزنند و آرزو میکند که این پردلان شکسته نشوند. شاعر در انتظار دیدار معشوق نشسته است و در حالی که آیینهای در دست دارد، ستارگان درخشان را به یاد جمال محبوب میبیند. او برتری همت رندان را بر زاهدان تصریح میکند و میگوید که نور جمال معشوقش آنقدر قوی است که بر کوهها نیز میتابد. در پایان به اختلال در پیمان شراب و معشوق اشاره میکند و نشان میدهد که این دنیای شرابی و عاشقانه همیشه در حال تحولی است.
ما رند و عاشقیم و نظرباز و می پرستبر ما حرام جز می و معشوق هر چه هست
هوش مصنوعی: ما اهل عشق و خوشگذرانیم و به زیباییها اهتمام داریم، اما هر چیز دیگری جز عشق و شراب بر ما ممنوع است.
زاهد کشید بر صف خمهای باده سنگیا رب مباد بر صف این پردلان شکست
هوش مصنوعی: زاهد در حال نوشیدن شراب بر ردیف جامها سنگ انداخت و گفت: خدا نکند بر ردیف این افراد ناپاک شکست و افت باشد.
در انتظار روی تو بودم نشسته دوشتا وقت صبح آیینه جام می به دست
هوش مصنوعی: دیشب تا صبح منتظر روی تو نشسته بودم و در دستم جام شراب بود.
پنداشتم که لمعه نور جمال توستاز هر طرف ستاره درخشید و برق جست
هوش مصنوعی: گمان کردم که نور زیبایی تو از هر سو درخشیده است و ستارهها میتابند و برق میزنند.
عالیتر است همت رندان ز شیخ شهرآری بود بسی به جهان زین بلند و پست
هوش مصنوعی: همت و اراده رندان (آزاداندیشان) در زندگی و تلاش برای رسیدن به اهداف، از نیت و تلاش شیخ شهر برجستهتر است. چراکه در این دنیا، همواره افراد بلندپرواز و کسانی با روحیهی پست و فرودست وجود دارند.
ما را چه طاقت تو که بر کوه سنگ تافتیک پرتو از جمال تو دیگر کمر نبست
هوش مصنوعی: ما از زیبایی و جذبه تو چنان تحت تأثیر قرار گرفتهایم که حتی نمیتوانیم در برابر سنگینترین چالشها و مشکلات قرار بگیریم. یک نگاه از تو کافی است تا تمام سختیها و بارهای سنگین را فراموش کنیم.
جامی که داشت باده پرستی همیشه کارپیمان شکست و باز پی کار خود نشست
هوش مصنوعی: کسی که همیشه به نوشیدن مشغول است، در نهایت به عهد و پیمان خود وفا نمیکند و دوباره به دنبال کارهای خود میافتد.