شمارهٔ ۶۰
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از زیبایی ابرو و قامت محبوبش سخن میگوید و به بازیابی مفهوم راست و کج پرداخته است. او بیان میکند که کج بودن قامت محبوبش به حق زیباست و گویی کجی و راستی در وجود او به هم پیوستهاند. شاعر میگوید که خود نه کج است و نه راست، بلکه توصیفها و ویژگیها به محبوب تعلق دارند. به نوعی، او به رابطه عمیق میان زیبایی و حقیقت اشاره میکند و میگوید که هر دو صفت کجی و راستی تنها به وجود محبوب ارتباط دارد. در نهایت، شاعر میخواهد بگوید که نگاهش به جهان از منظر زیبایی و وجود محبوبش شکل میگیرد.
گفتم به قامتت ز کجی خوشتر است راستکرد ابرویت ز گوشه اشارت که این خطاست
هوش مصنوعی: گفتم که برجستگی قامتت زیباتر از راست قامت بودن است. ولی وقتی که ابرویت با یک اشاره به من نشان داد، فهمیدم که این تصور اشتباه است.
مایل به ابروی تو شدم قد دلکشتگفتا ز راست میل تو سوی کجی چراست
هوش مصنوعی: من به ابروی تو علاقهمند شدم، ولی او گفت چرا به سوی کجی متمایل هستی و نه به درستی؟
کج آن توست و راست هم ای شاه نیکوانگر خاست فتنه ای ز کج و راست از تو خاست
هوش مصنوعی: ای شاه نیکوخصال، کج و راست هر دو به تو مربوط است. اگر فتنهای به وجود بیاید، دلیلش از همین کج و راست توست.
گر دارد ابرویت کجی عین راستیستبا راستی قامت تو خود کجی کجاست
هوش مصنوعی: اگر ابروهایت کمی کج باشد، این خود نشانهای از زیبایی و درستی است، چون درست بودن قامت تو هم نشاندهندهی زیبایی خاصی است.
من نی کجم نه راست مرا هر صفت که هستعاریتیست وان به حقیقت همه تو راست
هوش مصنوعی: من نه کج هستم و نه راست، هر صفتی که دارم فقط امانتی است، و در حقیقت همهٔ این صفات تنها متعلق به توست.
پشت من از تخیل ابروی توست کجطبع من از تصور بالای توست راست
هوش مصنوعی: پشت من به خاطر تصور ابروی تو خمیده است، و به همین ترتیب، خیال من درباره زیبایی تو راست و صحیح است.
جامی چو راستی و کجی جمله از تو دیدبهر تو خواست هر کجی و راستی که خواست
هوش مصنوعی: چون انسان با راستگویی و نادرستی روبهرو میشود، همه آنها را از تو میبیند و به خاطر تو، هر نادرستی و راستی که بخواهد را برمیگزیند.