شمارهٔ ۸۰
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر غم و اندوه شاعر است که به خاطر بار مشکلات و مصائب بر دوش خود خم شده است. او احساس میکند که دایره غم او را احاطه کرده و از بس گریسته، حالا در میان ماتم قرار گرفته است. شاعر به حرم محبوبش عشق میورزد و به چشمان او که مانند چشمهای زلال است، اشاره میکند. او از ضعف و ناتوانی خود سخن میگوید و میگوید که بر لبان او رحمتی نمیبیند. به علاوه، او به وجود افرادی رذل و پست در نزد محبوبش اعتراض میکند و نگران است که این افراد به محبوبش نزدیکتر شوند و از او دور نگهش دارند.
پشتم از بار بلا خم شده استقوسی از دایره غم شده است
هوش مصنوعی: من از سنگینی مشکلات، کمرم خم شده و مانند قوسی که در دایرهای کشیده شده باشد، به حالت افسردگی درآمدهام.
بس که گریم صف ارباب طربگرد من حلقه ماتم شده است
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه خیلی گریه کردهام، دور من را به حالتی سوگوار حلقه زدهاند و جمعی از اهل هنر به حالت اندوه آمدهاند.
کوی تو تا حرم اهل صفاستچشم من چشمه زمزم شده است
هوش مصنوعی: تا زمانی که به حرم اهل بیت برسم، چشمان من به مانند چشمه زمزم پر از نشاط و شوق است.
در ضعیفی نیم از مویی کمچون من از ضعف کسی کم شده است
هوش مصنوعی: در شرایط ضعیفی که من قرار دارم، حتی یک مو هم از قدرت و توانم کاسته نشده است، همانطور که ضعف کسی دیگر، او را کمتر از آنچه هست نمیکند.
نیست بر خشک لبان رحم تو راچشمه لطف تو بی نم شده است
هوش مصنوعی: رحم تو به خشک و بی آب است و لطف تو همچون چشمهای شده که دیگر نمیریزد و اثری از خود باقی نگذاشته است.
شحنه در سلک سگانت جا کردسفله را بین چه معظم شده است
هوش مصنوعی: شحنه که به معنای چوپان یا نگهبان است، در رده سگها جای داده شده و مشاهده کن که چه کسانی که در سطح پایین و بیارزش قرار دارند، حالا خود را بزرگ و مهم میانگارند.
جامی از سلک سگانت مجرومبا رقیبان تو همدم شده است
هوش مصنوعی: جامی از شراب به دست دارند و با رقیبان تو دوست شدهاند.