شمارهٔ ۹۵
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احوالات عاشق و معشوق پرداخته و از محبت و مستی ناشی از عشق سخن میگوید. شاعر با ابراز تلخیهای زمی و زهد، از شکست توبهاش در برابر عشق و میگساری میگوید. او از زیبایی معشوق و شکستهای ناشی از عاشقی صحبت میکند و به تأثیر عشق بر جان و زندگیاش اشاره دارد. در نهایت، نشان میدهد که بدون می و میکده، عشق او ناقص و بیمعناست.
زمی تلخ سبویی که به دست آمده استجان شیرین من باده پرست آمده است
هوش مصنوعی: از زندگی تلخ و سختی که تجربه کردهام، به نوعی نوشیدنی شیرین و دلپذیر تبدیل شده است که روح من را شاداب کرده است.
توبه زهد چو با شیشه می کرده مصافلله الحمد که بر توبه شکست آمده است
هوش مصنوعی: توبه و زهد مانند جنگی است که با شیشه انجام میشود، و خدا را شکر که این توبه در هم شکسته است.
سرو بالای تو تا خاسته از مسند نازصد بلا بر سر ارباب نشست آمده است
هوش مصنوعی: سرو زیبا و بلند تو به خاطر ناز و دلرباییات، مشکلات زیادی را بر سر کسی که به تو عشق ورزیده است، آورده است.
چه کشی ساعد سیمین ز کفم کین ماهیبعد چل سالم ازین بحر به شست آمده است
هوش مصنوعی: چه قدر زیباست که دستان سفید و لطیف من، این ماهی را که بعد از سی سال از این دریا خارج شده، به دست گرفته است.
خاکروبی درت خواست به عرشی پر خویشمرغ جانم که بدین پایه پست آمده است
هوش مصنوعی: خاکروبی در ورودی تو، خواهان ورودی به دنیای بالا و عظیم خود است. این مرغ جان من که به این درجه پایین و فرود آمده، در جستجوی اوست.
طعن میخواری جامی چه زنی کو ز ازلبی می و میکده از عشق تو مست آمده است
هوش مصنوعی: نقد و ایراد گرفتن از شادخواری و میگساری چه فایدهای دارد، در حالی که وجود او از آغاز خلق، با عشق تو مست و شاداب شده و نیازی به میخانه و جام ندارد.