شمارهٔ ۱۲۷
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره میکند که همچون زلف سیاه اوست و میتواند دلها را بسوزاند. او به آتش عشق و عشقورزی میپردازد، و از درد و رنجی که عاشقان در این راه متحمل میشوند، صحبت میکند. شاعر میگوید که زاهدان (متعصبین) که در پی وصل معشوق نیستند، در واقع چیزی جز وصلههایی به هم دوخته شده ندارند. او نیز به این نکته اشاره میکند که هیچ بندهای شایسته را به راحتی نمیفروشد و در پایان، به سحر و جادوگری سخنان خودش اشاره میکند که از کجا آموخته است.
چیست آن زلف سیه پیش رخت کافروختهستشهپر جبریل کز برق تجلی سوختهست
هوش مصنوعی: زلف سیاه تو چه چیزی است که پیش روی تو همچون معشوقی فروخته شده است، و شگفتا که شهپر جبرئیل به خاطر درخشش و زیبایی آن سوخته است.
زیر طره عارضت آن آتش آمد کش خدایدر شب طور از پی جذب کلیم افروختهست
هوش مصنوعی: در زیر موهای زیبای تو، آتشی وجود دارد که همانند آتش کوهی که خداوند به آن حضرت موسی نشان داد، از محبت و جاذبهای عمیق جوانه زده است.
کیست عاشق عافیتسوزی که در بازار عشقدین و دنیا داده و اندوه ابد اندوختهست
هوش مصنوعی: آیا کسی هست که با آتش عشق به دردسر افتاده باشد و برای به دست آوردن دنیا و دین خود، عذاب ابدی را در دل انباشته کرده باشد؟
چون ندارد وصلهای وصل تو زاهد را چه سودزان مرقع کز هزاران وصله بر هم دوختهست
هوش مصنوعی: اگر زاهد به وصالی از تو نرسد، چه فایده دارد که هزاران تکه پارچه را به هم دوخته باشد.
بندهایام جور را شایسته مفروشم به هیچخواجه هرگز بنده شایسته را نفروختهست
هوش مصنوعی: من بندهای هستم که هرگز جور و ظلم را نمیپذیرم و آن را به هیچکس نمیفروشم. بندههای شایسته همواره ارزش خود را حفظ کردهاند و هرگز به ظلم آلوده نمیشوند.
در سخن جامی زبان عیبجویان را ببستاز کدام استاد این سحر حلال آموختهست
هوش مصنوعی: در گفتار با موزون و دلپذیر، زبان منتقدان را خاموش کرد. این مهارت منحصر به فرد را از کدام معلم بزرگ آموخته است؟