شمارهٔ ۲۱۳
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی حساسیت و تنگنظری عاشق نسبت به معشوق است. شاعر احساس میکند که ناز و زیبایی معشوق باعث میشود تا نگاهها و روابط دیگران را نادیده بگیرد. او نگران است که معشوق به او نگاهی نکند و از اینرو، شب فراق و دوری از وصال برایش طولانی و سخت میشود. شاعر همچنین به اهمیت حقیقت و دوری از مجاز اشاره میکند و میگوید حتی در عبادت نیز خیال معشوق مانع خلوص نیتش میشود. در نهایت، او از دیگران درخواست میکند بدون واسطه و کمک دیگران وارد این دنیا نشود، زیرا کار عشق نیاز به راهنمایی دارد.
تو تنگ چشمی آن شوخ بین چو ناز کندکه چشم سوی محبان به صرفه باز کند
هوش مصنوعی: تو با دیدهی تنگ و باریکت، مانند آن معشوق زیبایی که وقتی ناز کند، به راحتی میتواند توجه عاشقان را به خود جلب کند.
چو التماس نگاهی کنم بپوشد چشمچو آن بخیل که در بر گدا فراز کند
هوش مصنوعی: وقتی که از کسی خواهش میکنم نگاهی به من بیندازد، او چشمانش را میپوشاند، مانند بخیلی که نمیخواهد چیزی به گدا بدهد.
کند ز زود شدن روز وصل را کوتاهشب فراق ز دیر آمدن دراز کند
هوش مصنوعی: زمانی که روز به وصال میرسد، به خاطر اینکه سریعتر میآید، شب جدایی کوتاهتر میشود؛ اما اگر دیر بیاید، شب فراق طولانیتر خواهد شد.
مرو به صومعه گو روی خود گشاده مبادکه روی اهل حقیقت سوی مجاز کند
هوش مصنوعی: به جایی نرو که چهرهات را نشان دهی، چرا که ممکن است چهرهی واقعیتداران را به سوی ظاهر و غیرواقعی بکشاند.
چه سود روی به محراب کردنم چو مراخیال ابروی او رخنه در نماز کند
هوش مصنوعی: چه فایدهای دارد که من به عبادت و نماز مشغول شوم وقتی که تصور و یاد ابروی او در دل و ذهنم مزاحم میشود؟
به هر کسی شود آمیخته چو شیر و شکربه سان آتش و آب از من احتراز کند
هوش مصنوعی: هر کسی که با من آمیخته شود، مانند ترکیب شیر و شکر است، اما باید از من دوری کند مانند ترکیب آتش و آب.
مخواه چاره ز کس جامیا که کار آنستکه بی میانچی اغیار کارساز کند
هوش مصنوعی: از کسی راه حل نخواه، زیرا کارها آنگونه که باید، بدون واسطه دیگران به نتیجه میرسد.