شمارهٔ ۲۲۱
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از درد و رنج ناشی از دوری معشوق سخن میگوید و بیان میکند که هیچ چیز در غیر حضور او ارزش ندارد. او از زیباییهای طبیعی مانند گل و باغ نام میبرد و تأکید میکند که بدون عشق و معشوق، این زیباییها بیفایدهاند. شاعر به حسرت و اندوه خود اشاره میکند و میگوید که وجود محبوب او را از تمام زیباییها محروم کرده و زندگیاش را تیره و تار کرده است. در نهایت از خموشی و خلوتی که در absence از عشق به وجود آمده، ابراز نارضایتی میکند و میگوید که هر چه باشد، بیوجود معشوق هیچ ارزشی ندارد.
ز داغ هجر تو سوزم ز گشت باغ چه سودز توست شب شده روزم ز گل چراغ چه سود
هوش مصنوعی: من به خاطر دوری تو دلم خیلی سوخته است. چیزی از زندگی برایم باقی نمانده و روزهایم مثل شب تیره و بینور شدهاند. حتی گلها هم نمیتوانند برای من روشنی بیاورند و فایدهای از آنها ندارم.
به باغ چون تو نباشی مرا ز لاله و گلبه غیر خار چه حاصل برون ز داغ چه سود
هوش مصنوعی: وقتی تو در باغ نباشی، برای من لاله و گل چه فایدهای دارد؟ بیرون از داغ عاشقی هم هیچ سودی نیست.
جمال عارض و خط خوشت نه پیش نظرنظاره گل و سبزه به باغ و راغ چه سود
هوش مصنوعی: زیبایی صورت و خوشخطی تو در مقابل گل و چمن در باغ چه فایدهای دارد؟
صبا ز حلقه زلفت نگشته نافه گشایز ناف اهوی چین مشک در دماغ چه سود
هوش مصنوعی: باد صبحگاهی که از حلقه زلفت عبور میکند، مانند خوشبو کنندهای است که از ناف آهوی چینی به مشام میرسد؛ در اینجا پرسش این است که چه فایدهای دارد؟
ز دل که برد دهانت نشان نمی پرسمنهاد گم شده رو در عدم سراغ چه سود
هوش مصنوعی: از قلبم که وقتی نام تو را میگویم نشانهای نمیگیرم، دیگر نمیپرسم که آنچه گم شده در دل، چه سودی دارد که در وجود نداشتهام جستجو کنم.
چو هست خلوت صوفی تهی ز شاهد و میز شغل اهل جهان گوشه فراغ چه سود
هوش مصنوعی: وقتی در دل شب صوفی تنهاست و از عشق و شراب خبری نیست، بودن در گوشهای آرام و فارغ از مشغلههای دنیوی چه فایدهای دارد؟
نوای عشق ز جامی نه از حسود شنوچو نیست نغمه بلبل نفیر زاغ چه سود
هوش مصنوعی: صدای عشق را از جامی بشنو، نه از حسود. زیرا اگر لطافت آواز بلبل نیست، نالهی زاغ چه ارزشی دارد؟