شمارهٔ ۲۴۷
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توصیف عشق الهی و وحدت وجود میپردازد. او به نور و عظمت خداوند اشاره میکند و بیان میدارد که خداوند در هر ذرهای از وجود و در هر لحظهای حاضر است. هرچند خداوند همواره اول و آخر است، اما نه در قالبهای معمولی قابل فهم است. شاعر از عشق به خداوند و yearning برای درک او صحبت میکند و میگوید که هیچ کس نمیتواند از او غایب باشد زیرا او همیشه در حال حاضر است. همچنین اشاره میکند که کسی که به عشق الهی برسد، دیگر تمایل به ترک مسیر و سفر ندارد و در نهایت به دنبال راهی است که در سلوک عشق به درک و ممارست برسد.
زهی نور تو از هر ذره ظاهرکمال وحدت ذات تو قاهر
هوش مصنوعی: ای نور تو، از هر ذرهای از عالم روشنایی میبخشی و نشاندهندهی کمال و یکتایی ذات تو هستی که بر همه چیز سلطه دارد.
تویی اول تویی آخر ولیکننه اول باشدت پیدا نه آخر
هوش مصنوعی: تو اولین و آخرین هستی، اما نه آغاز تو را میتوان دید و نه پایانات را.
تویی ظاهر ز هر خاطر ندانمچرا سالک کند نفی خواطر
هوش مصنوعی: تو همواره در دل هر اندیشهای هستی، نمیدانم چرا سالک ناگزیر باید از این اندیشهها دوری کند.
ز جام عشق تو یک جرعه خواهمولیکن لاعلی ایدی المظاهر
هوش مصنوعی: از جام عشق تو یک جرعه میخواهم، اما نه برای نیکیهایی که در ظاهر نمودار است.
ز تو غایب چرا باشم چو بینمبه حال خود تو را جاوید حاضر
هوش مصنوعی: چرا از تو دور باشم وقتی که همیشه تو را در حالت خودم حاضر میبینم؟
تویی در چهره معشوق منظورتویی در دیده عشاق ناظر
هوش مصنوعی: تو در چهره محبوب ظاهر هستی و در چشم عاشقان، تو را مینگرند.
نیاید با وطن باز آن که گرددبه عزم کعبه کویت مسافر
هوش مصنوعی: کسی که با هدف زیارت کعبه از وطن خود خارج میشود، هرگز از سفر به وطن خود باز نخواهد گشت.
کند ترک سفر هر راهدانیکه گردد بر درت روزی مجاور
هوش مصنوعی: هر مسافری که به درگاه تو برسد، دیگر سفر را رها میکند و در آن جا ماندگار میشود.
طریقت جامی از صاحبدلی گیرکه باشد در سلوک عشق ماهر
هوش مصنوعی: از یک فرد با تجربه و آگاه در مسیر عشق کمک بگیر، زیرا او در زمینه سلوک و سیر و سلوک عاشقانه ماهر است.