شمارهٔ ۲۵۰
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و درد ناشی از آن است. شاعر از معشوقهاش میخواهد که بیشتر بر او سخت نگیرد، زیرا او به شدت از غم رنج میبرد. او بر زیبایی و رحمت معشوق تأکید میکند و از زخمهایی که در عشق خورده، سخن میگوید. شاعر حسرت عشق را به تصویر میکشد و از وفور احساساتش میگوید، از شکیبایی که در سایه معشوق انتظار دارد و از تحمیل هجرت بر جان خود به عنوان یک پیر دردمند یاد میکند. او از معشوقش درخواست رحم و نیکنوازی دارد.
مکن در کشتنم زین بیش تقصیرچو من مردم ز غم دیگر چه تدبیر
هوش مصنوعی: دیگر بیش از این در کشتن من کوتاهی نکن، زیرا من به شدت از غم رنج میبرم و چه تدبیری میتوانم بیندیشم وقتی که از زندگی خستهام؟
در رحمت بود روی تو بر خلقبرآن در زلف تواز مشک زنجیر
هوش مصنوعی: چهرهات برای مردم مایهی رحمت است و زلفهای تو همچون زنجیری از مشک، دلربا و جذاب است.
ز زخمت مرد آهوی و من از رشکدوصید از پا درافکندی به یک تیر
هوش مصنوعی: از شدت درد تو، آهو بیتاب شده و من هم به خاطر حسادت، به یک تیر تو از پا درآمدم.
ز عشقت خون دل با شیر خوردمدرین خونخواریم شد موی چون شیر
هوش مصنوعی: از عشق تو با دل خونین زندگی کردم؛ در این دنیای پر از زخم، موهایم به رنگ سفید درآمده است.
مه و سیاره را در خواب یوسفبود خوی کرده رخسار تو تعبیر
هوش مصنوعی: ماه و سیارات در خواب یوسف، به زیبایی و چهره تو مربوط میشود و تعبیر خواب آنها، به وجود تو و زیباییات برمیگردد.
تو خوش زی جاودان در هودج نازفلک گو ماه را محمل فرو گیر
هوش مصنوعی: تو در جایگاه زیبا و جاودانهای نشستهای و مانند یک ماه در دل آسمان، به زیبایی و لطف خود ادامه میدهی.
خمید از بار هجرت پشت جامیجوانا رحم کن بر حال این پیر
هوش مصنوعی: به خاطر بار سنگین هجرت، قامت جوانی خمیده شده است. ای جوان، به حال این پیر رحم کن و به او رحم کن.