شمارهٔ ۲۵۴
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از عمر گذراندهاش میگوید و از دلتنگیها و رنجهایی که به خاطر عشق خود تحمل کرده است. او به این نکته اشاره میکند که هرگز نتوانسته از زیبایی معشوقش چیزی بچیند و کسی را به خوبی او پیدا نکرده است. شاعر به سختیها و دردهایی که از عشق تجربه کرده، اشاره میکند و میگوید که هیچ غمی به اندازه غم عشق او نبوده است. هرچند که امیدوار بوده، اما به مراد دلش نرسیده و همواره در جستجوی محبت معشوقش بوده است.
عمر بگذشت و رخت سیر ندیدم هرگزگلی از باغ جمال تو نچیدم هرگز
هوش مصنوعی: زندگی من سپری شد و هیچگاه نتوانستم زیبایی تو را تجربه کنم و هرگز موفق نشدم گلی از زیبایی تو بچینم.
همه جا گشتم و حال همه کس پرسیدمچون تو بدخوی ندیدم نشنیدم هرگز
هوش مصنوعی: در هر جا که رفتم، حال همه را جویا شدم، اما مثل تو که بدخلق باشی، نه دیدهام و نه شنیدهام.
از بتان محنت بسیار کشیدم لیکنمحنتی کز تو کشیدم نکشیدم هرگز
هوش مصنوعی: من سختیهای زیادی را از محبوبان دیگر تجربه کردهام، اما هیچ کدام به سختیای که از تو تحمل کردهام، نمیرسد.
گر بریدم ز تو از نازکی خوی تو بوداز تو یکدم به دل خود نبریدم هرگز
هوش مصنوعی: اگر از تو جدا شدم، به خاطر نازکی و لطافت خودت بود. هرگز نتوانستم در آن لحظه حتی یک لحظه هم تو را از دل خود دور کنم.
گرچه پروازگهم روضه حورالعین بوداز سر کوی تو آن سو نپریدم هرگز
هوش مصنوعی: هرچند که مشغول پرواز به بهشت و شادیهای آن هستم، اما هرگز نتوانستم از کنار تو و عشق خودم فاصله بگیرم.
تا به گرد مهت از غالیه خرمن دیدمخرمن ماه به یک جو نخریدم هرگز
هوش مصنوعی: من به دور دورت را دیدم و مانند خوشهای از خرمن پرستاره آن را مشاهده کردم، اما هرگز نتوانستم آن زیبایی را به قیمت کمی خریداری کنم.
نامرادیست مرادم ز تو غم نیست اگرهمچو جامی به مرادی نرسیدم هرگز
هوش مصنوعی: اگرچه به خواستهام نرسیدم و خوشبختیای که میخواستهام حاصل نشد، اما ناراحت نیستم. اگر مرا از آرزوهایم دور کردهای، مانند جامی که به هدفش نرسیده، بر من گران نیست.