شمارهٔ ۳۶۰
هوش مصنوعی: این شعر دعوت به شادی و سرور در بین گلها و طبیعت است. شاعر به جمع شدن در یک باغ و فراموش کردن غم و غصهها اشاره میکند. او از لذت نوشیدن می و استفاده از گلها در بزم و جشن صحبت میکند و به زیبایی و طبیعت توجه دارد. در نهایت، شاعر از وجود گلچهرهها در بین ما سخن میگوید و از نوشیدن باده و برگزاری مجالس شاد میگوید تا خاطرات خوشی را رقم بزنند.
برخیز تا به جانب گلشن گذر کنیمپیش سنان خار غم از گل سپر کنیم
هوش مصنوعی: بیا از اینجا بلند شو و به سمت باغچه برویم، تا با آرایش گلها، غمهای زندگیمان را پشت سر بگذاریم و از زیباییهای دنیا بهرهمند شویم.
چون غنچه لب به خنده گشاییم در چمنخونهای بسته ته به ته از دل بدر کنیم
هوش مصنوعی: وقتی که مانند غنچهای لبخند میزنیم و چمن را روشن میکنیم، میتوانیم تمام غمها و رنجهای دل را از عمق وجودمان بیرون کنیم.
حاضر کنیم لاله و نرگس به بزم خویشزان ساغر عقیق وز این جام زر کنیم
هوش مصنوعی: به بزم خویش گلهای زیبا مانند لاله و نرگس را فراهم میآوریم و با این جام از عقیق و طلا، لذت میبریم.
چندان خوریم می که چو نرگس به پای گلفردای حشر مست سر از خاک برکنیم
هوش مصنوعی: ما آنچنان از شراب مینوشیم که مانند نرگسها در زیر گل، در روز قیامت مست از زمین به بلندای سر خواهیم خاست.
شاهد چه حاجت است چنین کز درخت گلگلچهره ای بپاست به هر سو نظر کنیم
هوش مصنوعی: ببینید که چه نیازی به معشوق است وقتی که از درختی گل زیبایی به هر طرف میروید و همه جا را پر از زیبایی میکند.
جامی بیا و دفتر خود باز کن چو گلتا گفت و گوی مجلسیان مختصر کنیم
هوش مصنوعی: به جمع بیایید و با شوق و شادی صحبت کنیم، مانند گلی که در فصل بهار میروید و باعث خوشحالی میشود. بیایید دور هم جمع شویم و گفتگو را کوتاه و دلنشین کنیم.
بگرفت طبع باده پرستان ز نقل خشکاز دفتر تو نقل غزلهای تر کنیم
هوش مصنوعی: دل عاشقان تحت تأثیر باده و شادی گرفته شده است و از خواندن نوشتههای خشک و بیروح خستهاند. آنها میخواهند غزلهایی پرشور و زنده را بشنوند و حس و حال خود را زنده نگهدارند.