شمارهٔ ۳۹۱
هوش مصنوعی: این شعر به احساسات عمیق شاعر نسبت به یاران و عشق میپردازد. شاعر از نگرانی خود دربارهی حال و احوال یاران صحبت میکند و بیان میکند که اگر یاری به دوستانش توجه نکند، اوضاع به شدت بد خواهد بود. او به زیبایی و جذابیت بهشتی اشاره میکند و میگوید که حسادت به این زیباییها بر دوستانش تأثیر میگذارد. شاعر همچنین بیان میکند که اشک و دلتنگی او هیچ سودی برای یاران ندارد و اگر خودش را نخواند، به هیچ جا نخواهد رسید. او به فتنه و آشفتگی موجود در روابط دوستانه اشاره میکند و در نهایت، به حالت ناامیدی و سرسپردگی نسبت به یارانش اعتراف میکند.
گر یار ما را پروای یارانزین گونه باشد ای وای یاران
هوش مصنوعی: اگر محبوب ما به دوستانش اهمیت اینچنینی بدهد، وای بر دوستان!
آن غیرت حور از در درآمدشد رشک جنت مأوای یاران
هوش مصنوعی: آن غیرت و زیبایی حوریان به درون آمد و باعث شد بهشتی که دوستان در آن زندگی میکنند، به حسرت بیفتد.
جز اشک سیم و وجه زر از ویسودی ندارد سودای یاران
هوش مصنوعی: تنها اشک و خواستههایی از جنس طلا، از او فایدهای ندارد، خواستههای دوستان فقط درد و رنج به همراه دارد.
گر خود نخواندی هرگز نبودیرفتن بدان کو یارای یاران
هوش مصنوعی: اگر خودت هرگز نخواندهای، هرگز به آنجا نخواهی رفت که یاران قدرت رفتن دارند.
آن فتنه هرجا بنموده بالابالا گرفته غوغای یاران
هوش مصنوعی: در هر جایی که آن آشوب بروز کرده، شور و هیاهو در بین دوستان زیاد شده است.
بیگانه برمن آرد ترحماز بس که گشتم رسوای یاران
هوش مصنوعی: یک بیگانه به من ترحم میکند، چون به قدری در میان دوستانم رسوا شدم که حالا نیازمند کمک دیگران هستم.
جامی ندارد در سر هواییجز سر نهادن در پای یاران
هوش مصنوعی: آدمی که در دلش عشق و محبت نسبت به دوستانش وجود دارد، هیچ آرزویی جز سجده و فرود آمدن به پای یاران خود ندارد.