شمارهٔ ۴۱۷
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی و تاثیر دلنشین حضور محبوبش اشاره میکند. او شب را به شبهای دیگر برتری میدهد و میگوید که در غیاب محبوب، مصیبتها را تحمل کرده است. شاعر از کسی که به او بیصبری میورزد، یاد میکند و توصیفش میکند. او همچنین به دل و روح خود اشاره میکند و میگوید که همه خواستهها و اهدافش بر گرد محبوبش میچرخد. در انتها، شاعر به کنایه اشاره میکند که حتی اگر در گناه غرق باشد، عشق و زیبایی محبوب میتواند دلش را پاک کند.
بر طرف ماه زلف تو آمد شب سیاهاینست آن شبی که به است از هزار ماه
هوش مصنوعی: وقتی که زلف تو از پشت ماه کنار میرود، شب تاریک و زیبایی پدید میآید. این شب، شبی است که به خوبی از هزار ماه دیگر است.
بی روی تو هزار مصیبت کشیده ایمگر زانکه روی وا نکنی وا مصیبتاه
هوش مصنوعی: ما برای نبودن تو هزاران درد و رنج را تحمل کردهایم، و اگر همچنان از نشان دادن چهرهات خودداری کنی، آن وقت مصیبتهایمان بیشتر خواهد شد.
آن کس که راه بر من بی صبر و دین زده ستسرویست خوشخرام و سواریست کج کلاه
هوش مصنوعی: شخصی که با عجله و بیصبرانه به من نزدیک شده، همچون درختی زیبا و با طراوت است، و سواری که بر او سوار شده، کلاهی کج بر سر دارد.
هست این همه کنایت و روپوش بلکه زدراه من آن که در دل و جانهاست کرده راه
هوش مصنوعی: این همه نشانهها و پوششها وجود دارد، اما آنچه که مرا به مسیر خود هدایت کرده، چیزی است که در دلها و جانها نهفته است.
آن شاه دلنواز که هرجا نموده رویذلت له الوجوه وخرت له الجباه
هوش مصنوعی: آن پادشاه دلربا که با چهرهاش در هر جا بر فضای دلها حکومت میکند، در برابر او چهرهها به خاک میافتند و برونها خم میشود.
دل را به هر دو کون جز او نیست مقصدیروحی فداء مقصد قلبی و مبتغاه
هوش مصنوعی: دل به جز او هیچ مقصدی ندارد؛ روحی فدای مقصد دل و آرزوی اوست.
جامی مگو که غرق گناهم ز آب میکین آب شست از دل من ظلمت گناه
هوش مصنوعی: نمیتوانی بگویی که من در گناه غرق هستم، چون این آب عشق، ظلمت گناه را از دل من زدوده است.