شمارهٔ ۴۷۱
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از احساسات عاشقانه و دلشکستگی خود سخن میگوید. او به معشوقهاش میگوید که با وجود همه چیز، او را نادیده گرفته و سلامتش را نشنیده است. دل او از غم به اشک نشسته و میخواهد روزی فرارسد که رقیبانش از او بترسند. همچنین از معشوقهاش میخواهد که اگر چیزی میگوید یا مینگرد، با آرامش و بیپنهان باشد. در آخر، به این نتیجه میرسد که هر تغییری در حال و روزش ناشی از تغییر بخت اوست.
پریرم دیدی و نادیده کردیسلامت گفتم و نشنیده کردی
هوش مصنوعی: من به تو سلام کردم و تو بیتوجه گذشتی، من از زیبایت گفتم و تو به حرفم گوش ندادی.
گر این معنی پسند خاطر توستنمی گویم که نپسندیده کردی
هوش مصنوعی: اگر این معنا مورد پسند توست، نمیگویم که تو آن را نپسندیدهای.
دلم خون گشت و آمد همدم اشکبه دیده تا تو جا در دیده کردی
هوش مصنوعی: دل من پر از غم شد و اشکهایم همراهم شدند، تا وقتی که تو در دل من جا گرفتی.
خوش آن روزی که از طعن رقیبانبه سوی من گذر ترسیده کردی
هوش مصنوعی: خوش به حال آن روزی که رقبایم از حسادت و غیبتشان نسبت به من خوف داشته باشند و به سمت من نیایند.
اگر گفتی سخن آهسته گفتیوگر کردی نظر دزدیده کردی
هوش مصنوعی: اگر چیزی را گفتی، با احتیاط و آرام گفتهای و اگر نگاهی نامحسوس به کسی انداختی، به طور پنهانی و بدون جلب توجه بوده است.
شدی آرام جانم گوییا رحمبراین جان نیارامیده کردی
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که تو با وجود اینکه باعث آرامش روح من شدی، از روی رحم و محبت به این جان بیقرار من به آرامش نرسیدهای.
چو برگردیدی از جامی عجب نیستکه نامش بخت برگردیده کردی
هوش مصنوعی: وقتی از یک نوشیدنی خاص برمیگردی، تعجبی ندارد که نامش را «بخت» گذاشتی و از آن به عنوان تغییر وضعیت خود یاد کردی.