شمارهٔ ۴۸۶
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از عدم عیادت شخصی که به او عشق ورزیده و در حال بیماری است، گلایه میکند. او بیان میکند که با وجود رنج و دردش، آن شخص به سراغش نیامده و این عدم توجه را با دلسوزی و عشق او مقایسه میکند. شاعر به ثواب عیادت اشاره کرده و میگوید که حتی به خاطر ثواب هم به دیدنش نیامده است. در نهایت، او احساس تنهایی و ناامیدی خود را ابراز کرده و از اینکه فرد مورد نظر به او توجه نکرده، به شدت ناراحت است.
بیمار تو شدم به عیادت نیامدیسوی مرید خود به ارادت نیامدی
هوش مصنوعی: من به خاطر تو بیمار شدم، اما تو نمیدانی که به ملاقاتم نیامدی. حتی به خاطر مرید خودت هم که شده، به دیدنم نیامدی.
رنجوریم فزود چو در پرسشم قدمرنجه نکردی و به عیادت نیامدی
هوش مصنوعی: ما بیشتر رنج میبریم چون وقتی از تو سوال کردم، زحمت ندادی و به عیادت ما نیامدی.
گویند در ثواب عیادت عبادت استقصد ثواب را به عیادت نیامدی
هوش مصنوعی: میگویند که عیادت از بیماران پاداشی چون عبادت دارد، اما تو با هدف پاداش به عیادت نیامدهای.
از بخت نامساعد من ای همای قدسبرمن فکنده ظل سعادت نیامدی
هوش مصنوعی: ای پرنده خوشبختی، بخت بد من بر سر من سایه انداخته است و تو هرگز به سراغ من نیامدی تا برکات خود را بر من بگستری.
هرگز به حسن ماه نسنجید خویش راکز وی چو آفتاب زیادت نیامدی
هوش مصنوعی: هرگز خودت را با زیبایی ماه مقایسه نکن، چون تو از خورشید هم بیشتر جلوه داری و زیباییات فراتر از آن است.
عاشق کشی به تیغ جفا عادت تو بودبا ما چه شد که بر سر عادت نیامدی
هوش مصنوعی: تو عادت داشتی که با تیغ جفا، عاشقان را بکشی. حالا چه اتفاقی افتاده که به این عادت خودت وفادار نماندی و بر سر آن نیامدی؟
جامی به شهد و شیر چو هر بوالهوس نمیرگر تیغ عشق اهل شهادت نیامدی
هوش مصنوعی: هر کسی که به دنبال لذتها و هوسهای دنیوی است، مانند کسی است که با جامی پر از شهد و شیر، لذتی نمیبرد. اگر کسی به عشق و فدای جان در راه حق نرسیده باشد، چنین لذتهایی برای او بیمعناست.