شمارهٔ ۱۳
هوش مصنوعی: این شعر دربارهٔ عشق و زیبایی معشوق است. شاعر از تاثیر زیباییهای معشوق بر جان و دل خود سخن میگوید و به نوعی در حسرت و شوق آن محبوب غرق شده است. او از لطافت لبان معشوق و عارض زیبای او سخن میگوید که باعث شده احساساتی چون طرب و شوق در دلش ایجاد شود. همچنین شاعر به سختیهای جدایی و تاثیر آن بر حال و روز خود اشاره میکند و از خداوند میخواهد که حجابهای عشق را از پیش او بردارد. در نهایت به نعمتهای عشق و ادب اشاره میکند و از شراب عشق و کلام محبوب سخن میگوید.
عارض ز خط آراسته شد نوش لبم رابرهم زد ازان عارض و خط روز و شبم را
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی چهرهات، لبهای شیرین من تحت تأثیر قرار گرفتند و از آن زیبایی و خوشنویسی، روزها و شبهایم تحت تأثیر قرار گرفتند.
آن نخل طرب را چو گزیدم لب شیرینگفتا که مکن خسته ز دندان رطبم را
هوش مصنوعی: وقتی که به نخل خوشحال نزدیک شدم، او با لب شیرین خود به من گفت: بیآنکه خسته و ناامید شوی، مزه میوهام را بچش.
دل داشت نوای طربی فرقت آن ماهبا ناله بدل کرد نوای طربم را
هوش مصنوعی: دل به خاطر جدایی آن ماه، به جای آهنگ شاد، ناله و غم را سر داد.
دارم به تو روی از همه زان دم که نهادنددر قبضه عشق تو زمام طلبم را
هوش مصنوعی: من در لحظهای به تو روی میآورم که در دست تو، کنترل خواستهام را قرار دادهاند.
تب لرزه ام از آه خود از زلف کرم کنتاری که ازان رشته ببندند تبم را
هوش مصنوعی: من از درد دل خود به شدت میلرزم و این زنجیر و رنجی که از زلف زیبای تو به وجود آمده، باعث شده که تنم به تب بیفتد.
محجوبم ازان عارض خوب از سبب زلفیارب بکش از پیش حجاب سببم را
هوش مصنوعی: من به خاطر زلفهای زیبا و دلربای تو، از چهرهات دور ماندهام. ای یار، حجاب و مانع این دوری را از میان بردار.
گفت از لب میگون تو جامی سخنی چندبفروخت به می دفتر فضل و ادبم را
هوش مصنوعی: او گفت که از لبهای شیرین و خوشگفتار تو، چند کلامی را به نوشیدنی فروختهام و به این وسیله، دفتر دانش و فضیلت خود را به دیگران عرضه کردهام.