تناجی
جامی

شمارهٔ ۲۷

ای دل به بوسه بر لب هر نازنین مچسپخوی مگس گرفته به هر انگبین مچسپ
آلوده کرده طبع خود از شهد شهوتیز آلوده طبع خویش بر آن و بر این مچسپ
هر سو گذشت سروقدی تیزپا مشوهرجا نشست نوش‌لبی بر زمین مچسپ
در سیم ساق و ساعد هر بت که بنگریدستش مزن به دامن و بر آستین مچسپ
وصف ریاض خلد ز واعظ چو بشنویدیدار جوی و بر طمع حور عین مچسپ
تاج تو خاک فقر و نگین خون دل بس استبر آرزوی تاج و امید نگین مچسپ
خواهی رسی به منزل مقصود جامیاجز بر سبکروان ره عقل و دین مچسپ