شمارهٔ ۸۳
هوش مصنوعی: این شعر درباره زیبایی و جاذبهای است که ظاهراً از معشوق ناشی میشود. شاعر با بیان ویژگیهای خاص معشوق، مانند زلف و چهرهاش، به گستاخی و جسارت او اشاره میکند. او به طوطیای اشاره میکند که از حسادت میسوزد، چرا که میبیند مگسها از لبهای معشوق مینوشند. شاعر نیز به جوانی و زیبایی خویش میگوید که نباید اجازه دهد دیگران به راحتی از او بهرهبرداری کنند. در نهایت، شاعر به ادب و تواضع اشاره کرده و از رقیبان میخواهد که از معشوق دور شوند. او میگوید که خوشهچینی از خرمن، محو زیبایی معشوق خواهد بود.
نهاده سر به رخت زلف عنبرین گستاخندیده کس به جهان هندویی چنین گستاخ
هوش مصنوعی: سرم را بر روی موهای عطرآگین تو گذاشتهام، که هیچکس در جهان مانند تو را اینقدر بیپروا و شجاع ندیده است.
سر هزار عزیزت فتاده بر سر کویگه خرام منه پای بر زمین گستاخ
هوش مصنوعی: این جمله میگوید: هزاران نفر عزیز و دوستت در کوی و برزنی پخش شدهاند، پس با وقار و آرامش قدم نزن و خود را مغرور نشان نده.
بسوخت طوطی جانم ز رشک آن چو بدیدکه می خورد مگس از لعلت انگبین گستاخ
هوش مصنوعی: طوطی جانم به خاطر حسادت به آن مگس سوخت، وقتی که دید مگس از شهد لعل تو مینوشد و بیپرواست.
به جان خود که ببخشای بر جوانی خویشمیا به غارت پیران پاک دین گستاخ
هوش مصنوعی: به جان خود قسم که ای جوان، هرگز اجازه نده که افراد پیر با تصور خود، تو را به بیراهه بکشند و دین پاکت را تحت تأثیر قرار دهند.
ادب جمال دگر بخشدت ز ناز مزنقدم به فرق گدایان ره نشین گستاخ
هوش مصنوعی: ادب و رفتار خوب میتواند زیبایی و جذابیت خاصی به شخصیت انسان ببخشد. بنابراین، با ناز و تکبر وارد نشو و به خودت مغرور نشو، چرا که این کار باعث میشود که در نظر دیگران به عنوان فردی گستاخ و بیادب شناخته شوی.
رقیب را ز بر خود بران که از خرمنبه است دور چو افتاد خوشه چین گستاخ
هوش مصنوعی: رقیب را از خود دور کن، زیرا هنگامی که شانه به شانهی تو قرار گیرد، همانند دزدکی به برداشت از خرمن دیگران میپردازد.
به عذر پیش سگان تو جامی آید روزبر آستان تو ساید چو شب جبین گستاخ
هوش مصنوعی: به خاطر تو، در روزی که میآید، جامی به پا در میآید و به درگاه تو میرسد، همانطور که شب با گستاخی سرش را پایین میاندازد.