شمارهٔ ۱۰۱
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به احساسات عمیق و عاشقانهاش اشاره میکند. او نرگس آسا را به زیبایی تشبیه میکند و بیان میکند که برای رندان (عشاق) آماده است تا از خود گذشتگی کند و جانش را فدای معشوق کند. همچنین، او میگوید که زیبایی دیگران را نادیده میگیرد و تمام وجودش را وقف معشوق میکند. شاعر از عشق به عنوان یک هنر یاد میکند و میخواهد از انتقادها و عیبهای دیگران دوری کند و بر عشق خود تمرکز کند. در نهایت، او به خاطر عشقش خود را در مقابل تیرهای معشوق سپر میکند و عزم خود را برای وفاداری به معشوق اعلام میکند.
نرگس آسا چو سر از خاک بدر خواهم کردبهر رندان قدح از کاسه سر خواهم کرد
هوش مصنوعی: وقتی از زمین بیرون بیایم مثل نرگس، متوجه میشوم که برای دوستانم میخواهم نوشیدنی را از کاسه سرم بریزم.
تا وزد بر گل رخسار تو گه گه جان راسوی تو همنفس باد سحر خواهم کرد
هوش مصنوعی: زمانی که نسیم صبحگاهی بر صورت زیبایت بوزد، من جانم را به سوی تو مناسب با آن نسیم میفرستم.
دیده از سوزن مژگان به رخت خواهم دوختوز جمال دگران قطع نظر خواهم کرد
هوش مصنوعی: میخواهم چشمانم را با درد و زیبایی چشمان تو بخیه بزنم و دیگر به زیباییهای دیگران توجهی نکنم.
ساعدم رشته زر شد ز غمت زار و نزارگر دهد دست به گرد تو کمر خواهم کرد
هوش مصنوعی: دست من از شدت غم و اندوه به شدت ضعیف و نزار شده است. اگر به دور تو تکیه کنم، خود را تقویت میکنم و میتوانم از پس مشکلات برآیم.
تاب تیر تو ندارم که رسد بر دگرانپس ازین پیش همه سینه سپر خواهم کرد
هوش مصنوعی: من دیگر توان تحمل تیر محبت تو را ندارم که بر دیگران اثر بگذارد، بنابراین از این به بعد برای خودم سپر درست میکنم و از خودم دفاع میکنم.
چند بر فرق رقیبان به وفا مالی دستخاک از دست جفای تو به سر خواهم کرد
هوش مصنوعی: من به خاطر وفاداریام بر سر رقیبانم میزنم، اما به خاطر بیوفایی تو، باید با دست خاک و خلسهای از احساساتم کنار بیایم.
جامیم من هنرم عشق گر از عیب کساندست ازین کار بدارم چه هنر خواهم کرد
هوش مصنوعی: من هنرمند عشق هستم و اگر بخواهم از عیبهای دیگران دست بکشم، دیگر هیچ هنری نخواهم داشت.