شمارهٔ ۱۲۳
هوش مصنوعی: این شعر به وصف حال افرادی میپردازد که در فضایی شاد و آزاد به سر میبرند. آنها به دور از جدیت و دغدغههای روزمره، در حال enjoying شادی و مستی هستند. برخی فقیهها نیز به حلقهای از درس و بحث درباره باده و میگساری پیوستهاند. شاعر به دنبال توصیف حالتی است که در آن انسانها از قید و بندها رها شده و تنها به لذت لحظه جاری میاندیشند، در حالی که دیگران در حال گفتگو در مورد عشق و مسائل فلسفی هستند. در نهایت، اشاره به پیامی از جامی نیز میکند که باعث میشود همه به سکوت و گوش دادن به زیباییهای زندگی بپردازند.
برهنگان چمن باز سبزپوش شدندز تیغ خور سپر رند باده نوش شدند
هوش مصنوعی: برهنهگان چمن، دوباره به سبزی و زندگی برگشتند و از نور خورشید به جای زره، از باده و شراب حمایت کردند.
نوای عیش زد از شاخ سرو مرغ سحرمعاشران همه در نعره و خروش شدند
هوش مصنوعی: صدای شادمانی از درخت سرو به گوش رسید و پرنده صبح، دوستان را به جشن و شادی و هیجان دعوت کرد.
فقیه مدرسه با طالبان حلقه درسکشیده صف به در پیر میفروش شدند
هوش مصنوعی: فقیه دانشمند درسی را برای شاگردانش تشریح کرد و همین باعث شد تا عدهای از جوانان به پیر میفروش مراجعه کنند.
کجاست طاقت می صوفیان صومعه راکه ناچشیده به بویی ز عقل و هوش شدند
هوش مصنوعی: کجا است قدرت صوفیان در برابر صومعهها، که بدون اینکه بویی از عقل و هوش بچشند، به حالت مستی درآمدهاند؟
خوش آن کسان که چنان مست و بیخودند امروزکه فارغ از غم فردا و یاد دوش شدند
هوش مصنوعی: خوشا به حال کسانی که امروز به قدری شاد و سرمست هستند که از نگرانیهای فردا و یاد گذشته رها شدهاند.
حدیث عشق به تقلید لذتی ندهدخوش آن گروه کزین گفت و گو خموش شدند
هوش مصنوعی: در مورد عشق صحبت کردن هیچ لذتی ندارد؛ خوشا به حال آنها که در این زمینه سکوت کرده و از این گفتگوها پرهیز کردند.
رسید گفته جامی به بلبلان چمنزبان نطق ببستند و جمله گوش شدند
هوش مصنوعی: جامی به بلبلان چمن گفت و آنها چنان تحت تأثیر قرار گرفتند که زبانشان بسته شد و فقط گوش فرا دادند.