شمارهٔ ۱۳۵
هوش مصنوعی: این شعر حسرت و اندوه شاعری را به تصویر میکشد که در تلاش است تا احساسات و عواطف خود را بیان کند. او به درد و رنج خود اشاره میکند و میگوید اگر نتواند فریاد کند و دلش ناله نکند، احساسی نخواهد داشت. شاعر به زیبایی و شیرینی خلق اثر هنری اشاره میکند و میگوید که جز تیشه و ویرانی نمیتواند بر این نقش خوب بیفزاید. او از ترس خود مبنی بر گسستن رگ جانش میگوید و به خون خود به عنوان نشانی از درد اشاره میکند. شاعر همچنین به عشق و زیباییهای طبیعت میپردازد و به تصویر فاخته و سرو در دلش اشاره میکند. در نهایت، او به استاد خط اشاره میکند و میگوید در عمل به آرزوهایش نمیتواند به مدارج بلندی دست یابد. به طور کلی، شعر بازتابی از تضادهای عاطفی و زیبایی و درد در زندگی است.
اشکم به گلو گر ره فریاد نبنددناله گرهم در دل ناشاد نبندد
هوش مصنوعی: اگر اشکی در گلویم باشد و نتوانم فریاد بزنم، حتی اگر در دلم نالهای وجود داشته باشد، باز هم نمیتوانم آن را بیان کنم.
از کلک مصور مطلب صورت شیرینکین نقش بجز تیشه فرهاد نبندد
هوش مصنوعی: از میان تصاویر و طرحهایی که ارائه شدهاند، تنها طراحی زیبایی که میتواند به وجود بیاورد، کار کسی است که بتواند مانند فرهاد سنگ را بشکافد.
ترسم رگ جان بگسلدم کاش ازین پیشآن موی میان خنجر بیداد نبندد
هوش مصنوعی: مبادا که جانم به خطر بیفتد، ای کاش قبل از این، آن مو را که به تیغ ظلم بستهام، قطع نمیکردم.
گو خون مرا ریز چو جلاد به شرطیکز روی خودم دیده چو جلاد نبندد
هوش مصنوعی: اگر میخواهی خونم را بریزی مانند جلاد، این کار را بکن، اما به شرطی که خودم را مانند او نبینی و به من ظلم نکنی.
گر فاخته بیند به چمن کاکل آن سرودر دل شکسن طره شمشاد نبندد
هوش مصنوعی: اگر فاخته در باغ، موهای زیبای آن سرو را ببیند، دلش میشکند و نخواهد که به زرین طرهها و زیباییهای شمشاد توجهی داشته باشد.
محمل کش حاجی چو بود خضر چه باک استگر مطهره از دجله بغداد نبندد
هوش مصنوعی: اگر حاجی بر روی شتری سوار باشد و خضر (پیشوای معنوی) در کنار او باشد، دیگر نگرانی نیست حتی اگر فرش او از دجله بغداد پاک نشود.
استاد خط آمد لب او کی شود استادجامی چو خیال خط استاد نبندد
هوش مصنوعی: وقتی استاد خط در کنار اوست، دیگر چگونه میتوان انتظار داشت که کسی مثل جامی بخواهد به زیبایی خط او نزدیک شود؟ یعنی وقتی کسی در کارش چیرهدست است، دیگران نمیتوانند به راحتی خود را به سطح او برسانند.