شمارهٔ ۱۴۶
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از تأخیر در آمدن محبوب خود میگوید و به این مسأله اشاره میکند که هر چیزی که با تأخیر پیش میرود، آرزوهای او را به تاخیر میاندازد. او از گناهان و عذابهای ناشی از فراق محبوب شکایت میکند و به باران رحمت و جود اشاره میکند که به خاطر بخل و کمبود، دیر به او میرسد. همچنین ناله پرندگان در باغ به دلیل تعویق در شکوفایی گلهاست و شاعر از ناتوانی خود در زندگی بدون محبوب میگوید. او به زیبایی محبوب و همچنین احساس ناامیدی و بغضی که در دل دارد اشاره میکند و در نهایت، عشق را تنها هنر حقیقی میداند که وقت و زمان را به بازی میگیرد.
مدت رفتن آن مه به سفر دیر کشیدمهلت قاصد و تأخیر خبر دیر کشید
هوش مصنوعی: مدت زمانی که آن ماه زیبا به سفر رفت طولانی شد و همچنین نزدیک شدن پیغامرسان و به تأخیر افتادن خبر نیز زمان زیادی برد.
به غباری که به هر سو رود از موکب اوآرزومندی اصحاب نظر دیر کشید
هوش مصنوعی: غبار او که به هر طرف میوزد، گویای آرزوها و خواستههای سالکان حقیقت است؛ این نشان میدهد که نظر عمیق و انتظار طولانی آنها را به سمت سرمنزل مقصود کشانده است.
ابر جود است و کرم لیک پی یک قطرهبخل ورزیش بدین تشنه جگر دیر کشید
هوش مصنوعی: ابر رحمت و بخشش است، ولی تو به خاطر یک قطره، از بخشندگی خودداری میکنی و این باعث میشود که تشنگی و نیاز در دل دیگران بیشتر شود.
این همه ناله مرغان به چمن زان سبب استکه نقاب از رخ گل باد سحر دیر کشید
هوش مصنوعی: پرندگان در باغ به خاطر این موضوع ناله میکنند که صبح، پرده از چهره گل برداشت و زیبایی آن را به نمایش گذاشت.
کشتنی گشته ام از جرم بقا بی رخ اووه که دست اجلم تیغ به سر دیر کشید
هوش مصنوعی: من به خاطر زنده ماندن، چنان بیمار شدهام که بدون دیدن او نمیتوانم زندگی کنم. وای بر من که تقدیرم همچون شمشیری بر سرم، به تأخیر افتاده است.
شب که آمد به سرخ خیل خیالش خجلمکه به پایش مژه ام در و گهر دیر کشید
هوش مصنوعی: در شب که تاریکی فرامیرسد، از فکر و خیال او شرمندهام، زیرا در تلاش برای نزدیک شدن به او، اشکهایم به سختی از چشمانم سرازیر میشود.
نیست جز عشق بتان هیچ هنر جامی راخصمی چرخ به ارباب هنر دیر کشید
هوش مصنوعی: عشق به معشوقان تنها چیزی است که هنرمندان را از دیگران متمایز میکند و در این دنیا سرنوشت هنر را به دست زمان سپرده است.