شمارهٔ ۱۴۷
هوش مصنوعی: این شعر درباره زیبایی و جذبهی معشوق صحبت میکند و احساسات عاشق را به تصویر میکشد. شاعر اشاره میکند که هیچکس نتوانسته زیبایی معشوق را به درستی درک کند و دل عاشقان را تحت تأثیر قرار دهد. او به قدرت محبت و تاثیر لبت بر جان عاشق اشاره میکند و بیان میکند که از شدت عشق، جان خود را فدای معشوق میکند. همچنین، شاعر به ناامیدی و بیکسی خود در قبال عشق و زیبایی میپردازد و نشان میدهد که هیچ کار خاصی از دست او برنمیآید. در نهایت، شاعر با نمادهای مختلفی به شدت عشق و بیپناهی خود در برابر زیبایی معشوق اشاره میکند.
کس رخت را چو گل نظاره نکردکه گریبان چو غنچه پاره نکرد
هوش مصنوعی: هیچکس زیبایی تو را مانند گل ننگریسته است، چرا که هیچکس دامن تو را مانند غنچه پاره نکرده است.
با دل عاشقان کند دل توآنچه با شیشه سنگ خاره نکرد
هوش مصنوعی: دل عاشقان را به گونهای تسخیر کن که سنگ خارا نتواند با شیشه این کار را انجام دهد.
هر که زیر کمر میان تو دیدوای او کز بلا کناره نکرد
هوش مصنوعی: هر کسی که در تو زیبایی و جذابیت را مشاهده کند، وای بر او که از گرفتاری و دردسر دور نمانده است.
مه نشد شب فروز تا ز رختلمعه نور استعاره نکرد
هوش مصنوعی: ماه شب را روشن نکرد تا از چهرهات پرتوی از光 جلوه نکند.
جان بیچارگی دهم که لبتدید بیچارگیم و چاره نکرد
هوش مصنوعی: من جان خود را میدهم، چون لبان تو را دیدهام که دردی از بیچارگیام نمیکاهد و چارهای برای من نمیاندیشی.
سنگ بیدادت از عدد بدر استریگ صحرا کسی شماره نکرد
هوش مصنوعی: سنگ بیداد تو از عدد فراتر است و مانند ریگهای صحراست که هیچکس نتوانسته شمارش کند.
جامی از کارها نداشته دستنام خود رند هیچ کاره نکرد
هوش مصنوعی: کسی که به نام رند در نظر دارد، هیچ کار خاصی از آن انجام نشده و در حقیقت دستاوردی ندارد.