شمارهٔ ۱۷۱
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات به زیبایی و جذبه محبوبش اشاره میکند و از احساسات عاشقانهاش سخن میگوید. او خود را در سایه محبوبی چون سرو میبیند و نسبت به زیبایی او و تأثیرش بر زندگیاش صحبت میکند. با اشاره به بهار و گل، غم و شادی عشق را توامان به تصویر میکشد. همچنین به مقام و اعتبار محبوب اشاره میکند و از درد و رنج ناشی از عشق سخن میگوید. در نهایت، شاعر با دعوت از زاهد برای درک زیباییها، خواهان توجه به اشعار و آثار خود است.
گر کنی سایه ام ای سرو خرامان بر سرسر به پایت نهم و دیده گریان بر سر
هوش مصنوعی: اگر تو سایهام شوی، ای سرو با وقار، سرم را بر پای تو میگذارم و چشمانم را پر از اشک میکنم.
می توان نسبت بالای تو با سرو سهیگر بود سرو سهی را مه تابان بر سر
هوش مصنوعی: اگر بخواهیم به زیبایی و قامت تو اشاره کنیم، میتوانیم تو را به سرو زیبایی تشبیه کنیم که در بالای آن، ماهی روشن درخشان است.
از گل روی تو تنها چو کنم گشت بهارنهم از ناله همه صحن گلستان بر سر
هوش مصنوعی: وقتی که به چهره زیبای تو نگاه میکنم، بهار در وجودم زنده میشود و از نالههای عاشقانهام، تمام باغ گلها پر از صدای فریاد عاشقی میشود.
شاه خوبان تویی امروز و گر عدل کندتاج شاهی نهدت خسرو دوران بر سر
هوش مصنوعی: امروز تو بهترین زیبایی هستی و اگر عدالت برقرار شود، خسرو دوران تاج سلطنت را بر سرت خواهد گذاشت.
رخنه شد زآه دلم چرخ قویدستی کوکه فرو کوبدم این گنبد ویران بر سر
هوش مصنوعی: دل من از شدت اندوه و غم به زارو الفت میزند، گویا که میخواهم با تمام قوا این گنبد شکسته و ویران را بر سر آن کس که باعث این درد و رنج من است خراب کنم.
مردم از خواندن یاسین تو خیز ای زاهدکه مرا بس بود این شوخ غزلخوان بر سر
هوش مصنوعی: مردم از شنیدن آیات و مضامین تو شگفتزده شدهاند؛ ای زاهد، بلند شو که دیگر نیازی به این شعرهای بازیگوش ندارم.
باز کن گوش عنایت سوی جامی که کنددفتر نثر نثار تو و دیوان بر سر
هوش مصنوعی: گوش خود را به سخن و توجه خاصی بسپار که با نوشیدنیای که در دست داری، زندگینامهات را برایت رقم خواهد زد و اشعار و یادگاریهایت را روی سرت نثار خواهد کرد.