شمارهٔ ۲۲۵
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر عشق و اشتیاق عمیق به معشوق است. شاعر از تلاش و سختیهایی که برای رسیدن به وصال محبوب کشیده صحبت میکند و از جداییها و فاصلههایی که با فراق محبوب به وجود آمده، ابراز نگران است. او در عین حال تأکید میکند که هیچکس را به خویش نمیپسندد که خود نیز آن را نپسندیده باشد و به تنهایی و فقر خود اشاره دارد. همچنین، عشق او به محبوب چنان عمیق است که حتی در دوره جدایی و فراق نیز به این عشق ادامه میدهد و خود را در زنجیر ارادت او میبیند. در نهایت، شاعر از خاطرۀ دیدار معشوق و نقش آن در خوشحالی و شیرینی خاطراتش صحبت میکند.
ما به راه طلب وصل تو نعل افکندیموز لب لعل تو دندان طمع برکندیم
هوش مصنوعی: ما برای دستیابی به وصال تو قدم برداشتیم و از زیباییهای تو خواستههای خود را کنار گذاشتیم.
دور پرگار فلک رسم جدایی انگیختتا درین دایره کی باز به هم پیوندیم
هوش مصنوعی: چرخش دورانی آسمان باعث شد که ما از یکدیگر جدا شویم؛ اکنون در این دایره مشخص نیست که کی دوباره به هم خواهیم رسید.
کس گرفتار مبادا به ملاقات رقیبنپسندیم به کس آنچه به خود نپسندیم
هوش مصنوعی: بهتر است که هیچ کس درگیر دشمنان نشود و ما هیچگاه چیزی را که برای خودمان خوشایند نیست، برای دیگران نیز نپسندیم.
با تو بودیم چو تن همنفس جان یکچندزنده اکنون به مددگاری آن یکچندیم
هوش مصنوعی: ما زمانی با هم بودیم و مانند دو همسایه، زندگی میکردیم. حالا که مدت کوتاهی از آن زمان گذشته، به یاد و مدد آن ایام، همچنان در کنار هم هستیم.
استینها ز دو ساعد بودت صره سیمدست بگشای که بس مفلس و حاجتمندیم
هوش مصنوعی: بازوان تو همچون دو بازوی نقرهای است. دستت را بگشا، زیرا ما بسیار نیازمند و بیچیز هستیم.
نیست بهر غرضی بودن ما در کویتبا سگان تو به زنجیر ارادت بندیم
هوش مصنوعی: ما بدون هیچ هدف خاصی در حضورت هستیم و حتی اگر به زنجیر وفاداری تو به سگان تو وابسته شویم، باز هم برای ما ارزشمند است.
دی گذشتی به من و سایه سرو تو فتادما چو جامی ز وصالت به همین خرسندیم
هوش مصنوعی: روز گذشته تو به من نزدیک شد و سایه درخت سرو تو بر من افتاد. ما مانند جامی که از ارتباط با تو سرشار است، از این حالت رضایت داریم.