شمارهٔ ۲۳۰
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از عشق و desire (تمنای) دیدن محبوب صحبت میکند. او با بیصبری و اشتیاق میخواهد چهره محبوبش را ببیند، اما از ترس رقیب نمیتواند مستقیماً به او نگاه کند. شاعر به زیباییهای محبوب اشاره میکند و از گرههای عشق و دشواریهایی که بر سر راهش قرار دارد، ناله میکند. او در حالتی از حیرت و سردرگمی است که نمیداند کدام ویژگی محبوب را بیشتر تابو کند. در عین حال، شاعر به حسرت خود از دوری و جدایی میپردازد و نامیدانه در طلب دیدن و نشستن در کنار محبوبش میسراید.
این شعر به شدت بیانگر دل تنگی، آروز و مشکلات عشق است.
چون من بی صبر و دل خواهم که آن رو بنگرماول از بیم رقیب این سو و آن سو بنگرم
هوش مصنوعی: وقتی که من بیتاب و مشتاق دیدن او هستم، ابتدا از ترس رقیب به اطراف نگاه میکنم.
سوزدم جان ز آرزوی آن خط و عارض به باغسایه سنبل چو بر گلهای خود رو بنگرم
هوش مصنوعی: از شدت آرزوی آن معشوق و زیباییاش، جانم را میسوزانم. وقتی در باغ به سایه سنبل نگاه میکنم، دلم میخواهد به گلهای خودم بنگرم.
بر میان صد رشته جان با کمر بستی گرهتا به کی چندین گره بسته به یک مو بنگرم
هوش مصنوعی: تو به میان صد رشته جان با کمری گره زدهای، حالا بگو تا کی باید به این همه گره که به یک مو بسته شده، نگاه کنم؟
روی من به گفته ای یا ماه، رخصت ده دمیتا گشایم برقع و روی تو نیکو بنگرم
هوش مصنوعی: ای دوست، به من اجازه ده لحظهای چهرهام را بگشایم تا بتوانم با دقت به روی زیبای تو نگاه کنم.
من همی میرم پس زانوی غم در بزم عیشتا کیت با این و آن زانو به زانو بنگرم
هوش مصنوعی: من همواره در جمع خوشیها و جشنها با اندوه و غم زندگی میکنم و نمیدانم تا چه زمانی باید این درد را تحمل کنم و به دیگران نگاه کنم و حسرت بخورم.
در تماشای تو حیرانم ندانم چون کنمزلف و رخ یا خال و خط یا چشم و ابرو بنگرم
هوش مصنوعی: در تماشای تو به شدت گیج و حیران هستم و نمیدانم باید به کدام یک از زیباییهایت بنگرم؛ به زلف و چهرهات، یا به خال و خط روی صورتت، یا به چشمان و ابروانت.
چند گوی از زخم چوگان تو باشد بهره مندمن ز حسرت اشکریزان دور در گو بنگرم
هوش مصنوعی: چند بار زخم چوب بازی تو بر قلبم مینشیند. من در حالی که با حسرت اشک میریزم، دورتر از تو مینگرم.
بر لب جو یک زمان بنشین که پنهان از رقیبعکس رخسار تو را افتاده در جو بنگرم
هوش مصنوعی: لحظهای کنار جوی آب بنشین و به آرامی به چهرهی خودت که در آب منعکس شده نگاه کن، در حالی که کسی از رقیب تو در اینجا حضور ندارد.
بر دل جامی چو ناوک میزنی بهر خدایسختتر میکش کمان تا زور بازو بنگرم
هوش مصنوعی: در دل من همچون تیری فرود میآیی، ای خدا، کمانت را محکمتر بکش تا قدرت و تواناییام را بهتر ببینم.