شمارهٔ ۲۶۷
هوش مصنوعی: این شعر به تمجید و زیبایی معشوق پرداخته و احساسات عمیق عاشق را بیان میکند. شاعر از معشوق میخواهد که در کلاهی که بر سر دارد، شکاف ایجاد کند و اجازه دهد تا شور و غوغای قلب شاه و سپاه را ببیند. او از زیبایی معشوق سخن میگوید که روز و شب بر گرد او میچرخند. همچنین، شاعر از درد و رنج ناشی از عشق صحبت میکند و اشاره میکند که غم عشق به حدی بر او فشار میآورد که آرزو میکند از دیدهها پنهان شود. او به شدت تحت تأثیر زیبایی معشوق است و دوست دارد در مسیر عشق او قرار گیرد و از دور به جمالش نگاه کند. در نهایت، شاعر اشاره میکند که در این میکده، خوشی و لذت را بیشتر از دینداری و مدرسه میداند.
ای ترک نازنین بشکن گوشه کلاهآشوب جان شاه شو و فتنه سپاه
هوش مصنوعی: ای دختر زیبای ترک، با ناز و لحن خاص خود، دل شاه را به هم بریز و موجب آشفتگی سپاه را فراهم کن.
دریوزه جمال کنان از تو روز و شبگردند گرد خانه تو آفتاب و ماه
هوش مصنوعی: زیبایی تو باعث شده که روز و شب، آفتاب و ماه دور خانهات بچرخند و به تو نظر بیندازند.
تیغت کشیده صد الف و زخم تیر توهرجا چو دو رهی به درون کرده است راه
هوش مصنوعی: تیغ تو مانند هزاران زخم در همهمههای تیر، راهی را در دل خود گشوده است.
لوحیست گوییا تن من کز غمت بر اوسر تا به پانوشته شده ست آه آه آه
هوش مصنوعی: بدن من مانند لوحی است که از غم تو بر آن چیزهایی نوشته شده است. آه، چه آهی!
خواهم ز ضعف تن شوم از دیده ها نهاناز بس که کاهشم دهد این عشق کوه کاه
هوش مصنوعی: میخواهم از ضعف جسمانیام پنهان شوم و از دید مردم دور بمانم، زیرا این عشق، مثل کوهی از رنج و ناراحتی، مرا تحلیل میبرد.
تا در ره سپاه تو پنهان بایستمایمن ز چاوشان به جمالت کنم نگاه
هوش مصنوعی: من در مسیر تو انتظار میکشم تا از حامیان و اعلامکنندگان خبر دور بمانم و بتوانم با آرامش به زیباییات نگاه کنم.
تا شد به دور لعل تو معمور میکدهجامی نه میل مدرسه دارد نه خانقاه
هوش مصنوعی: تا زمانی که دور لعل تو میکده پر رونق است، نه علاقهای به جامعه علمی دارد و نه تمایلی به خانقاه.