شمارهٔ ۲۹۳
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر با زبانی کنایهآمیز و شکواییه به معشوق خود میگوید که هرگز حال عاشقان رنجکشیده را نپرسیده و درک نکرده است. او از تشنگی و نیاز عاشقان سخن میگوید و به وفاداری و محبتش اشاره میکند، اما معشوق توجهی به آنها ندارد. شاعر به ناامیدی و نالههای عاشقان اشاره کرده و از غنای عشق و زیبایی سخن میگوید، اما معشوق حتی به گلهای باغ نیز توجهی نمیکند. در نهایت، با یادآوری مطالعه از می و مستی، از معشوق میخواهد که از درون دنیای عشق و شراب بگذرد و به درد و رنج عاشقان اهمیت دهد.
هرگز ای شوخ سوی خسته دلی دیدی نیحال عشاق جگرسوخته پرسیدی نی
هوش مصنوعی: هرگز تو که شوخ و شاداب هستی، به دلهای خسته و زجرکشیده سر نزدی و حال عاشقانی که جگرشان از درد سوخته را نپرسیدی.
مرد صد تشنه به خاک رهت ای آب حیاتقطره ای بر لب یک تشنه چکانیدی نی
هوش مصنوعی: بسیاری از مردم در جستجوی تو هستند و برای رسیدن به تو تشنهاند. تو فقط با یک قطرهای که به لب یک تشنه میدهی، میتوانی جان تازهای به او ببخشی.
لطف رفتار تو را هست هزاران کشتهبه سر تربت یک کشته خرامیدی نی
هوش مصنوعی: رفتار مهربان تو، باعث شده که هزاران نفر به خاطر عشق و شوق به تو جان ببازند. با این حال، با گامهای آرام و دلنشینت، تنها یک نفر از این جمع به آرامش رسیده است.
بود گشتن ز ره و رسم وفا قاعده اتبهر یک بیدل ازین قاعده گردیدی نی
هوش مصنوعی: اگر به راه و رسم وفا میپرداختی، برای کسانی چون بیدل، از این قاعده خارج نمیشدی.
مرغ و ماهی همه از ناله ما نالیدندهرگز این ناله شنیدی تو و نالیدی نی
هوش مصنوعی: پرنده و ماهی به خاطر نالههای ما ناله کردهاند، اما تو هرگز این نالهها را نشنیدی و بیتوجهی کردی.
صحبت غنچه لبان هست دلا باغ مرادبه مراد خود ازین باغ گلی چیدی نی
هوش مصنوعی: این شعر به این معناست که در اینجا صحبت از لطافت و زیبایی کلام و احساسات است. ای دل، در باغ آرزوها و خواستههایت، از میان زیباییها، آیا گلی را انتخاب کردی یا نه؟ یعنی به دقت در انتخاب و شناخت زیباییها بپرداز.
جامی از کوی مغان مست و کف انداز رسیدبگذر ای محتسب شهر شتر دیدی نی
هوش مصنوعی: یک جام از میخانهی مغان به دست و ز شتابی که دارم، به تو میگویم که برایم بگذر، ای مراقب شهر! آیا شتر را دیدی؟