شمارهٔ ۱۶ - فی تاریخ وفاتة قدس سره
هوش مصنوعی: شعر در مورد بوستان ولایت و درختی بلند است که درختان آن سایهای به اهل فقر میدهد و شبیه به شاخ سدره و باغهای پرمیوه است. این درخت و میوههایش نماد فیض و کرم هستند که به نیازمندان پناه میدهند. شاعر به ستایش خواجه عبیدالله میپردازد که در تمامی عمرش از حقیقت دست برنداشت و به خوبی بر اهل زمین رحم نکرد. او میمیرد بیآنکه مانند دیگران از این دنیا برود و در پایان به عارفانی اشاره دارد که حقیقت را درک کرده و از قید و بندهای ظاهری رها میشوند.
به بوستان ولایت کهن درخت بلندکه عمرها به سر اهل فقر سایه فکند
هوش مصنوعی: در باغی کهن از ولایت، درختی بلند وجود دارد که سایهاش سالها بر سر بینیازان و فقرا قرار گرفته است.
چو شاخ سدره نه در سربلندیش همتاچو باغ روضه نه در میوه بخشیش مانند
هوش مصنوعی: مانند درخت سدره که در بلندیاش هیچگونه همتایی ندارد، نیز باغی است که در بخشیدن میوهاش مشابهی ندارد.
فروغ آن به فیوض کرم گرانمایهاصول آن به صفات قدم قوی پیوند
هوش مصنوعی: روشنی او ناشی از بخششهای باارزش است و ریشهاش در ویژگیهای قدیم و قوی است.
به بذل میوه غذای هزار روزیخواهبه بسط سایه پناه هزار حاجتمند
هوش مصنوعی: برای کسانی که به دنبال روزی هستند، میوهای را در اختیار قرار بده که غذای هزار نفر باشد و برای آنهایی که به پناه نیاز دارند، سایهای وسیع فراهم کن.
ستوده خواجه عبیدالله آن که در همه عمرجز از شهود حقیقت نشد دلش خرسند
هوش مصنوعی: خواجه عبیدالله در تمام عمر خود، تنها از دیدن حقیقت و واقعیت خوشنود بود و هیچ چیز دیگری نتوانست او را راضی کند.
به هشتصد و نود و پنج صرصر اجلشنکرده رحم بر اهل جهان ز بیخ بکند
هوش مصنوعی: در این بیت به یک وضعیت اضطراری و خطرناک اشاره شده است که زمانه به شدت سخت و بیرحم شده و مرگ به هیچ کس رحم نمیکند. در واقع، سرنوشتی شوم بر سر مردم فرود آمده و آنها را از ریشهشان برمیکند.
گذشته پاسی از آخرین شب از ماهیکه شمع جمع رسل را در او رسید گزند
هوش مصنوعی: در بخش آخرین شب از ماهی که شمع جمع رسولان در آنجا روشن بود، آسیب و اتفاقی رخ داد.
نبود رفتن او همچو دیگران جامیز دهر حادثه زای و سپهر فتنه پسند
هوش مصنوعی: او مانند دیگران از دنیا و حوادثش نیست که با رفتنش، دنیای پر از حادثه و فتنه را به جا بگذارد.
چو جذب معنی وحدت به عارف آرد روینه ممکن است که ماند به قید صورت بند
هوش مصنوعی: وقتی که احساس معنای وحدت در دل عارف شکل میگیرد، دیگر ممکن نیست که او در قید و بندهای ظاهری باقی بماند.