شمارهٔ ۱۱
هوش مصنوعی: معزی در شعری به سنجر اشاره میکند و تأکید میکند که وقتی از جود و سخاوت او صحبت میشود، اشعار و ستایشها دربارهاش به دور دستها و در میان قافلهها میرسد. او همچنین میگوید که عطای سنجر هرگز به درد فقیران نمیرسد و فقط در مکانهایی نامناسب رها میشود.
شنیده ای که معزی چه گفت با سنجرچو ذکر جودت اشعار و منت صله رفت
هوش مصنوعی: شنیدهای که معزی در گفتگو با سنجر چه چیزی گفت، زمانی که سخن از سخاوت و بخشش تو به میان آمد و به یادآوری هدایا و لطفها پرداخته شد.
مدیح من پی نشر فضایلی که تو راستبه شرق و غرب رفیق هزار قافله رفت
هوش مصنوعی: من در وصف سرودن فضایل تو هستم، چون تو به شرق و غرب سفر کردهای و با هزاران کاروان همراه بودهای.
عطیه تو که وافی به جوع و آز نبودز حبس معده چو آزاد شد به مزبله رفت
هوش مصنوعی: هدیه تو که نتوانست نیاز و خواستهام را برآورده کند، وقتی از دل و دهنم آزاد شد، به دور ریخته شد.