شمارهٔ ۲۴
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به تمایز خود از دیگران اشاره میکند و خود را از جمعیت معمولی و بیفکر جدا میداند. او میگوید که اگر مانند گاو و خر فقط به شنیدن و دیدن بپردازد، احساس میکند که نام و هویت خود را گم کرده است. او ترجیح میدهد در گوشهای بنشیند و به کشف معارف بپردازد تا اینکه با این افراد بیمحتوا گپ و گفتوگو کند. در نهایت، شاعر به بیان اندیشههای خود میپردازد تا ذهنش را تقویت کند، بهجای اینکه با این جماعت مشغول غیبت شود.
خلق عالم را ز گاو و خر نبینم فارقیگر چو گاو و خر بر ایشان فرض گوش و دم کنم
هوش مصنوعی: من نمیتوانم انسانها را مثل گاو و خر ببینم، اما اگر مانند آنها رفتار کنند، مجبورم گوش و دم را به آنها بزنم.
روی در کشف معارف گر روم درگوشه ایوز میان این جماعت نام خود را گم کنم
هوش مصنوعی: اگر به جستجوی دانش بروم، در گوشهای دور از همه و در میان این جمع، نام خود را فراموش میکنم.
گاه گاهی بیتکی گویم پی تشحیذ طبعبه که با اینان نشینم غیبت مردم کنم
هوش مصنوعی: گاهی اوقات شعری میسرایم تا ذهنم روشن شود، بهتر است که این کار را بکنم تا اینکه با این افراد بنشینم و درباره دیگران غیبت کنم.