شمارهٔ ۷
هوش مصنوعی: شاعر از دنیای عدم به دنیای وجود آمده و در این مسیر احساس غربت میکند. او میگوید که در این سرزمین چه چیزی میخواهد و پاسخ میدهد که خواهان عدم است، زیرا نمیخواهد بوی وجود را بشنود. این موارد به تضاد میان وجود و عدم اشاره دارد.
از شهر عدم آمده ام سوی وجودافتاده غریبم به سرکوی وجود
هوش مصنوعی: من از دنیای ناموجودی به دنیای وجود آمدهام و در این جهان ملموس احساس غریبگی میکنم. در مسیر وجود، به نوعی احساس بیکسی دارم.
گفتی که درین کوی چه خواهی جامیخواهم عدمی که نشنود بوی وجود
هوش مصنوعی: گفتی در این مکان چه چیزی میخواهی؟ من میخواهم حالتی از عدم داشته باشم که هیچ نشانهای از وجود را حس نکنم.