شمارهٔ ۳۳
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به محبوب خود خطاب میکند و از او میخواهد که گاهی به او عشق ورزد و گاهی هم او را رها کند. او احساس میکند که محبوبش مانند سایهای در حال آمدن و رفتن است و نمیتواند به او وابسته شود. شاعر از نوسانات این رابطه رنج میبرد و خواهان ثباتی در این عشق است.
گاهی کشیم به رفتن ای عشوه پرستگه ز آمدن از نیست مرا سازی هست
هوش مصنوعی: گاهی تصمیم میگیرم بروم، ای محبوب نازان، و گاهی با آمدنت مرا از نیستی به هستی میرسانی.
تا چند گهی کشی و گه زنده کنییکباره برفتی و بکشتی و برست
هوش مصنوعی: چند بار باید مرگ و زندگی را تجربه کنی؟ یک لحظه میروی و در لحظهای دیگر برمیگردی.