بخش ۱۸
هوش مصنوعی: داستان درباره یک درویش قوی همت و پادشاهی است که روابط خوبی با هم داشتند. درویش متوجه خودگرانی و فاصله گرفتن پادشاه از خود شد و تصمیم گرفت از او دوری کند. وقتی پادشاه او را در مکانی دید، از او پرسید که چرا از او فاصله گرفته است. درویش پاسخ داد که به خاطر ناپسند بودن پرسش درباره عدم حضور، از او دوری کرده است. او به پادشاه یادآور شد که چرا باید درباره غیبتش سوال کند، در حالی که آمدنش به نزد او بسیار خوشایندتر است.
درویشی قوی همت با پادشاهی صاحب شوکت طریقه اختلاطی و سابقه انبساطی داشت روزی از وی نسبت به خودگرانی تفرس کرد هر چند تجسس نمود جز کثرت تردد و بسیاری آمد شد آن را سببی نیافت.
هوش مصنوعی: یک درویش با اراده و همت بالا، رابطهای با پادشاهی با رفتار با شکوه داشت. روزی او از پادشاه خواست تا نسبت به خود ارزیابی کند. هرچند که در این زمینه تحقیق کرد، جز رفت و آمدهای زیاد و ترددهای مکرر، نتوانست دلیل خاصی بیابد.
دامن از اختلاط او درچید و بساط انبساط او درنوردید روزی آن پادشاه را با وی در ممری اتفاق ملاقات افتاد، زبان به مقالات بگشاد که ای درویش موجب چیست که از ما ببریدی و قدم از آمد شد ما درکشیدی، گفت: موجب آنکه دانستم که از سبب ناآمدن سؤال به که از جهت آمدن اظهار ملال.
هوش مصنوعی: یک روز، آن پادشاه با درویشی برخورد کرد و درباره علت دوری درویش از خود سوال کرد. او به پادشاه گفت که دلیل این دوری این است که فهمیده است گاهی بهتر است از آمدن سؤال نکند تا اینکه به خاطر حضور خود، ناراحتی و بیمیلی کسی را ایجاد کند.
به درویش گفت آن توانگر چرابه پیشم پس از دیرها آمدی؟
هوش مصنوعی: مرد توانگر به درویش گفت: چرا بعد از مدتها به سراغ من آمدی؟
بگفتا چرا نامدی پیش منبسی خوشتر است از چرا آمدی
هوش مصنوعی: گفت: چرا به پیش من نیامدی؟ چرا آمدنت برایم خوشایندتر است از اینکه نیامدی؟