بخش ۳
هوش مصنوعی: در این متن، یک صوفی درباره شخصیتی صحبت میکند که با دیگران در سفره نشسته و خود را شریک میداند، بدون اینکه خود را صاحب سفره تلقی کند. او خود را در مقام خدمت به دیگران میبیند و به معنای واقعی، طفیلی آنان است. به عبارت دیگر، این شخص در مهمانسرای خود، به مهمانان (درویشان) خدمت میکند و نشان میدهد که در حقیقت از دیگران چیز یاد میگیرد و خود را تابع آنها میداند، حتی اگر این موضوع را نادانسته و به عنوان یک کودک درک کند.
صوفی دگری را صفت کرده و صفتی از روی شناسایی و معرفت آورده فرموده که فلان کس سفره آرست نه سفره دار و خود را شریک سفره می دارد نه ملیک سفره می شمارد، با سایر خورندگان یکسان است بلکه در نظر خود طفیلی ایشان است.
هوش مصنوعی: یکی از صوفیها از شخص دیگری تعریف کرده و ویژگیهایی را بر اساس شناخت و آگاهی خود بیان کرده است. او میگوید که فلانی سفره را چیده، اما خودش صاحب سفره نیست و به عنوان شریک سفره عمل میکند و خود را برابر با دیگران میبیند. بلکه در نظر خودش، مانند یک آویزان و وابسته به دیگران است.
چون به مهمانسرای خویش نهدخواجه خوان از برای درویشان
هوش مصنوعی: زمانی که خواجه به مهمانسرای خود میآید، سفرهای را برای درویشان میگspread.
طفل راه است اگر نمی داندخویشتن را طفیلی ایشان
هوش مصنوعی: اگر کودک راه را نمیشناسد، اما به دنبال دانایی و شناخت خود است، در واقع به آن بزرگترها وابسته و تحت تأثیر آنها قرار دارد.